روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٦٥ - روزشمار جنگ چهارشنبه /١٧ شهریور ١٣٦١ /١٩ ذیعقده ١٤٠٢ /٨ سپتامبر ١٩٨٢
سرهنگ حسینی در پاسخ گفت: من توسط زارع از قطب زاده درخواستی نکردم، ولی وقتی دیدم که او پول و کوپن دارد، گرفتم. در مورد اینکه گفته شد، من به زارع گفته ام برای دیدن مسعود به خارج برود، هرگز چنین چیزی نگفته ام.
همین گزارش حاکی است با تمام شدن دفاعیات متهم ردیف دوم، سرهنگ جواد نجفی [متهم ردیف سوم]، با اشاره به موارد اتهامی مندرج در کیفرخواست، دفاع از خود را آغاز کرد.
وی در مورد شرکت در جلسات گفت: من روز یک شنبه به اداره آمدم، در دفتر آقای حسینی بودم که آقای زارع وارد شدند (من قبلاً دو بار زارع را دیده بودم)، [از اتاق] خارج شدم تا برای ایشان چای بیاورم، وقتی مجدداً وارد شدم، آقای حسینی راجع به قطب زاده صحبت می کردند، آقای حسینی به زارع می گفتند که آقای قطب زاده می خواهد یک فعالیت سیاسی را شروع کند و شما که با ایشان آشنا هستید به او مراجعه کنید تا هم کار خودتان حل شود و هم اینکه ما با وی ملاقات کنیم. من سؤال کردم که ایشان چه فعالیتی می خواهد بکند؟ آقای حسینی پاسخ دادند که امکان دارد وی نخست وزیر شود. من سپس برای کاری از اتاق خارج شدم و تا آخر وقت اداری هم دیگر به اتاق آقای حسینی مراجعه نکردم. پس شرکت در جلسات متعدد برای من مصداق ندارد. وی در ادامه گفت: [در مورد جلسة منزل آقای قطب زاده باید بگویم]، ظهر آن روز آقای حسینی به من گفت، بیا نزد آقای قطب زاده برویم، من همان جا گفتم: به منزل آقای قطب زاده رفتن، یک دام است. [بالأخره] شب به منزل آقای قطب زاده رفتیم، ولی در آنجا صحبتی از براندازی نشد و استنباط من این بود که قطب زاده می خواهد یک پست جدید بگیرد. در مورد خروج غیرقانونی ارز، مسئله بدین صورت بوده است که پسر من در تاریخ ٢٣/٦/١٣٥٩ با پاسپورت توریستی به آلمان رفت. بعد از رفتن او به علت جنگ، فرودگاه ها تعطیل شد و به همین دلیل او در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت و برای ثبت نام در دانشگاه احتیاج به پول داشت که من در این مورد با آقای پژوهنده صحبت کردم و ایشان گفت که در خارج از کشور از کسی پول طلب دارد و قرار شد این پول به حساب پسر من واریز شود و من در ایران معادل آن را به ریال پرداخت کنم. در مورد خرید شمش طلا هم مسئله بدین شکل بود که مقداری پول برای خرید خانه جمع کرده بودم، ولی چون نتوانستم خانه بخرم و به دلیل اینکه قیمت خانه روزبه روز افزایش پیدا می کرد، پول خود را به طلا تبدیل کردم.
بر اساس همین گزارش، پس از دفاعیات سرهنگ نجفی، سرهنگ بازنشسته مسعود زرین خامه به دفاع از خود پرداخت. وی گفت: من اتهام شرکت در توطئه را برای خود صادق نمی دانم. تمام اتهامات من به دور از حقیقت است. من با هیچ کس دراین باره صحبتی نکرده ام و با هیچ گروهی نیز ارتباط نداشتم. من علی رغم میل باطنی خود و تنها به خاطر دوستی با سرهنگ حسینی منزل قطب زاده رفتم.
پس از دفاعیات مسعود زرین خامه، برادر اتابکی با اشاره به دفاعیات متهم ردیف چهارم گفت: در مورد شرکت شما [در براندازی]، اظهارات سایرین شنیده شده، من به یکی دو مسئله که اعتراف خود شماست اشاره می کنم. در صفحۀ ٢٢ شما گفته اید، من با شرمندگی از اینکه نمی توانم مفهوم و خواسته خودم را تفهیم کنم، هیچ نقشی جز سیاهی لشکر نداشتم و مثل یک عروسک کوکی حرکت می کردم. یعنی اینکه عنصر مادی و قانونی جرم را قبول دارید. در صفحۀ ٢٤، خود شما نوشته اید، در رفت وآمدی که من به شرکت می کردم، در آنجا سرهنگ حسینی که اغلب آنجا بود بحث سیاسی را پیش می کشید که بالأخره گفت، ما طرحی داریم که بر مبنای آن طرح، نقاط حساس را شناسایی و بعد تخریب کنیم. اظهارات زارع در پرونده نشان می دهد، شما قبول کرده اید که با آنها همکاری کنید. مسئلۀ پول و کوپن را هم تو و آقای حسینی با هم گفته اید که برای این کارها پول لازم است.
همین گزارش حاکی است با پایان یافتن دفاعیات متهم ردیف چهارم و سخنان دادستان، دادگاه به کار خود پایان داد و ادامۀ دادرسی به روز بعد موکول شد.[١]
[١] ٢٨. مأخذ ٢٣، صص ١٠ و ٨.