تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٣٢ - پاسخ
برخاسته و همين نظام علمى خير، منشا پيدايش نظام عينى خير گشته است. بنابراين، كلّ نظام عينى، خير است.
شيخ الرئيس در اينباره مىگويد:
فعلم الأوّل بكيفيّة الصّواب في ترتيب وجود الكلّ متّبع لفيضان الخير في الكلّ؛
علم واجب الوجود به چگونگى صواب در ترتيب وجود كل، مستلزم فيضان خير، در كلّ موجودهاست.
اين استلزام، نتيجه اين است كه علم واجب الوجود، متبوع، فعلى، تام و فوق تمام است.
از نظر شيخ الرئيس، فيضان خير، معقول ذات واجب الوجود است. در علم پيش از ايجاد او نظام كلى عالم هستى تمثّل يافته است. هرچيزى وقتى دارد كه در آن وقت واجب است و تنها لايق و در خور همان وقت است. اوست كه:
يفيض منه ذلك النظام على ترتيبه في تفاصيله [١]
نظام هستى نظامى است كه اجزاى آن مترتّب بر يكديگر است و تفصيلهايى است عينى كه به دنبال تفصيلهاى علمى واجب الوجود، تحقّق پيدا مىكند.
اگر تفصيلهاى علمى واجب الوجود نبود، نوبت به اين تفصيلهاى عينى نمىرسيد و اگر ذات واجب- كه در عين اجمال و بسيط بودن، كشف تفصيلى از هر دو نظام مفصّل و مترتّب است- نبود، از هيچكدام از دو نظام مزبور نام و نشانى نبود.
البته اين پرسش همچنان باقى است كه با وجود نظام والاى ذات و نظام تفصيلى عينى چه نيازى به نظام علمى صورتهاى علمى ارتسامى است؟
آيا بهتر نيست كه صورتهاى علمى مشّاييان موجودهايى باشند عينى و نورى و نه ذهنى و عارى از استقلال؟
[١] . غايات و مبادى، فصل ٩، ص ٧٦.