تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٤٠ - ب) قوس صعود
و توليدمثل و حس و حركت- برخوردار است، بلكه از خاصيّت تفكّر، تعقّل، ادراك كلّيّات و استدلال نيز بهرهمند است.
انسانها با همه اختلافى كه دارند، نسبت به يكديگر در سلسله عرضيّه و نسبت به جماد، نبات و حيوان در سلسله طوليّه قرار دارند و از آنها برترند.
نفوس ناطقه، همچون نفوس حيوانى، متوقّف نيستند؛ بلكه در قوس صعود، پيشتازى مىكنند.
نخستين مرتبه نفوس ناطقه، عقل بالقوّه است. پس از آن، نوبت به عقل بالملكه مىرسد. پس از عقل بالملكه، نوبت عقل بالفعل و سرانجام، عقل مستفاد است. اينها مراتب عقل نظرى است.
عقل بالقوّه يا عقل هيولايى تنها قوّه ادراك معقولهاست و از هيچگونه ادراك عقلى فعلى برخوردار نيست.
عقل بالملكه، بديهيّات عقلى را ادراك كرده و آماده ادراك نظريّات است.
عقل بالفعل، از بديهيّات گذشته و نظريّاتى را كسب كرده است. نفوس ناطقهاى كه به اين مرتبه رسيدهاند، يكسان نيستند. برخى از آنها معلومات بيشترى كسب كرده و برخى كمتر؛ ولى همه آنها در مرتبه عقل بالفعل بوده و در سلسله عرضيّه قرار دارند.
عقل مستفاد، آخرين قلّه صعود نفوس ناطقه است. نفوس ناطقهاى كه به اين مرتبه رسيدهاند، صور همه موجودات را- از عالى تا دانى- فراگرفتهاند و همه آن صورتها را آنگونه كه هستند، در نزد خود دارند. فرق اين نفوس با عقول در اين است كه عقل مستفاد، منفعل و آنها فعّالند. اشتمال عقلها بر صورتهاى موجودها، اشتمال فعلى و اشتمال عقل مستفاد بر صورتهاى موجودها، اشتمال انفعالى است.
اينجاست كه مىبينيم قوس صعود به همان جايى پايان مىيابد كه قوس نزول از آنجا آغاز شد.