تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٨٠ - پاسخ
مدرسه و دانشگاه، با سواد شدن كودكان و جوانان است؛ اما رفوزه شدن عدّهاى و واماندن برخى در نيمه راه، امرى ضرورى است. از قديم گفتهاند:
لدوا للموت و ابنوا للخراب؛
براى مردن، بزاييد و براى ويرانى بنا كنيد.
فرزند را براى مردن و خانه را براى خراب شدن نمىخواهند.
بلكه غايت حقيقى آنها گرم شدن كانون زندگى و داشتن سرپناهى براى آسايش و آرامش است؛ ولى مردن و ويران شدن، امرى ضرورى است. هر غايتى متأخر بالذات است؛ ولى هر متأخر بالذاتى غايت نيست؛ چراكه عكس موجبه كلّيّه، موجبه جزئيّه است. [١]
پاسخ:
در تقرير اشكال اكثريت داشتن گنهكاران، سخن به درازا كشيد و بحث غايت بالذات و غايت بالعرض يا غايت حقيقى و امر ضرورى به ميان آمد.
اكنون بايد مطابق بيان شيخ الرئيس به اصل اشكال پاسخ دهيم. او مىگويد:
و لا يقعنّ عندك أنّ تفاريق الخطايا باتكة لعصمة النّجاة؛
مبادا گمان كنى كه همه خطاهاى گوناگون قطعكننده عصمت رستگارى و نجاتند.
گناهان به منزله سمومند. برخى از سموم كشندهاند؛ ولى برخى از سموم كشنده نيستند؛ بلكه تنها عوارضى به دنبال دارند و دير يا زود، عوارض آنها از بين مىرود.
انسان بايد خوب و بد را تميز دهد. بايد بداند چه چيزهايى اسباب نجات و چه چيزهايى اسباب هلاك است.
انسان بايد از ميان بدها، بد و بدتر از يكديگر تميز دهد و بداند كه كدام يك
[١] . ر. ك: الحكمة المتعاليه فى الاسفار العقليّة الاربعه، ج ٧، ص ٨٧.