تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات - بهشتى، احمد - الصفحة ٣٨ - الف) قوس نزول
پس از آنها نوبت به فلك ثوابت و فلك الافلاك مىرسد.
البته چنانكه در مجلّد غايات و مبادى گفتهايم: افلاك مزبور، مورد قبول علماى جديد هيئت نيست؛ ولى وجود اجرام سماوى، محرز و مسلّم است. بنابراين، مانعى نيست كه اجرام سماوى داراى نفوسى باشند كه به تدبير آنها مىپردازند.
اين نفوس را مىتوان طبق لسان وحى «ملائكه مدبّر» [١] ناميد. اينها مانند عقول، مجرّد تام نيستند؛ بلكه، همچون نفوس ناطقه در ذات خود مجرّد و در افعال خود، غير مجرّدند.
٣. صورتهاى جسمانى؛ اعم از صورتهاى اجرام فلكى و صورتهاى عناصر بسيط، يعنى آب، خاك، هوا و آتش.
در طبيعيّات قديم، تعداد عناصر بسيط را چهار و در طبيعيّات جديد، تعداد آنها را به يكصدوچهار يا بيشتر رسانيدهاند.
پس از مرتبه نفوس فلكى يا ملائكه نفسى، نوبت به صورتهاى اجسام و اجرام بسيط مىرسد. خواه اجرام فلكى مورد قبول باشند يا نباشند و خواه تعداد عناصر بسيط، چهار يا بيشتر باشند.
٤. هيولاى اجرام فلكى و هيولاى مشترك عناصر بسيط؛ چرا كه حكماى مشّا از راه برهان فصل و وصل و برهان قوّه و فعل، بر وجود آن، استدلال مىكنند. طبق اين نظر هر جسمى مركّب از هيولا و صورت است. هيولا به لحاظ قوس نزول، در آخرين پلّه هستى قرار دارد و مرزى است ميان وجود و عدم. همانطورىكه واجب الوجود، كه نسبت به قوس نزول در نخستين مرتبه است و وجود آن از فعليّت محض و تماميّت برخوردار است، هيولا آخرين مرتبه است و وجود آن، قوّه محض و صرف قابليّت است.
[١] . فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً (النازعات (٧٩) آيه ٥).