تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - از صحنههاى قيامت
زمان خاضع نخواهد بود. گذشته و حال و آينده براى او يكسان است او اكنون مىداند كه مجرمان در روز قيامت هنگامى كه پس از ميليونها سال هم كه براى بازخواست حاضر شوند چه خواهند گفت.
نكته ديگر آن كه كسى كه از عقل بهره كافى نداشت عمر دنيا را ده روز پنداشته بود و حال آن كه خردمندان عمر دنيا را يك روز مىدانند، نه حتى ده روز انسان بايد بداند كه زندگىاش كوتاه است، بسيار هم كوتاه است و در برابر آن زندگى اخروى است كه بسيار گسترده است چنان كه در حساب كس نمىگنجد.
سعادت و شقاوت در اين جهان مرهون عمل خود اوست. پس بايد بكوشد تا خوشبخت شود.
/ ٢٢٩
از صحنههاى قيامت
[١٠٥] وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ تو را از كوهها مىپرسند.» كوههاى سخت و استوار.
فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً بگو پروردگار من همه را پراكنده مىسازد.» [١٠٦] فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً و آنها را به زمينى هموار بدل مىكند.» يعنى زمينى خالى از هر اثرى از آثار زينت و زخارف دنيا.
[١٠٧] لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً در آن هيچ كجى و پستى و بلندى نمىبينى.» يعنى زمين مسطح مىشود نه در آن گودالى است و نه تپهاى و كوهى. همه نشانههاى جغرافيايى از بين مىرود. تصور كنيد كه شما در نزديكى كوه هيماليا ايستاده باشيد و كوه ناگهان منفجر شود، چه منظره مهيبى خواهد بود؟
اين سؤال مطرح مىشود كه سبب چيست كه قرآن در جاههاى بسيار از پراكنده شدن كوهها و آتش گرفتن درياها و متلاشى شدن ستارگان سخن مىگويد؟
جواب چنين به نظر مىرسد كه هر چه در جهان است براى پرستش خداست و خدمت به انسان. چون زمان وجود انسان به پايان رسد و نقش او در دنيا تمام