تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤ - شروط وراثت
يكى آن كه: وارث واقعى علم و مال او باشد.
ديگر آن كه: صفات و سجاياى خاندان را هم به ارث برده باشد.
/ ١٤ سوم آن كه: در درگاه خدا و در نظر مردم شايسته و پسنديده باشد.
اينها صفاتى است كه هر وارث نيكو و پسنديده و اهل بايد از آنها برخوردار باشد.
بايد توجه داشت كه در متن آيه از وارث به «ولى» تعبير شد تا در فرزند منحصر نگردد. به عبارت ديگر مهم اين است كه وارث ادامه دهنده راه و روش كسى باشد كه از او ارث مىبرد، حال چنين كسى اگر غير فرزند هم باشد اشكالى ندارد.
[٧] يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا اى زكريا، ما تو را به پسرى به نام يحيى مژده مىدهيم. ازين پيش كسى را همنام او نساختهايم.
بزودى تو را فرزندى روزى مىكنيم كه حامل صفات برجسته تو و نيز دارنده مقام رسالتت باشد او دست به كارى تازه خواهد زد كه پيش از اين كسى چنان نكرده است، و مهمترين چيزى كه هر كس براى فرزندش آرزو مىكند اين است كه ميراثبر او باشد و ادامه دهنده خط فكرى و عملى او. مثلا اگر براى اجراى يك عمل اسلامى قيام كرد و نتوانست چنان كه آرزوى اوست پيروزى حاصل كند فرزندش آن كار را دنبال كند و با همان شور و حماسه تلاش كند تا به پيروزى رسد. زكريا از آنجا كه زنش از خاندان سليمان پيامبر و پادشاه بنى اسراييل بود وارث اموال بسيار بود بيم آن داشت كه آن اموال در راهى جز راه خدا صرف شود.
از سوى ديگر در اين زمان حبر اعظم و پيشواى بزرگ يهود بود بيم آن داشت كه اين مقام دينى را پس از او يكى از عموزادگانش تصاحب كند كه لياقت احراز چنان مقامى را نداشته باشد و نتواند امت خود را به راه راست هدايت كند.
خداى تعالى دعاى او را مستجاب كرد و يحيى را به او عنايت فرمود. يحيى نه تنها وارث همه فضايل پيشينيان خود بود بلكه خود نيز از صفات و سجاياى