تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٢ - داستان پيامبر صابر، ايوب
شرح آيات
داستان پيامبر صابر، ايوب
[٨٣] اين پيامبر بيمار شد و فرزندانش مردند و مواشى و گله و رمهاش تباه شدند و به سبب فقر و مرضش مردم از گردش پراكنده شدند. زن با وفايش هم چنان در خدمت او بود. و گاه از اين خانه به آن خانه مىرفت تا قوتى براى او فراهم كند.
چون كاسه صبرش لبريز شد دست دعا به درگاه پروردگار برداشت و بنگر كه ايوب چگونه دعا مىكند
وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ و ايوب را ياد كن آن گاه كه پروردگارش را ندا داد: به من بيمارى و رنج رسيده است.» خداى تعالى خود به حال ايوب آگاه بود. پس دعاى او جنبه استعطاف دارد. گويى مىگويد پروردگارا بيمارى و رنج من به غايت رسيده. از كلمه «ندا داد» در آيه چنان بر مىآيد كه ايوب از شدت درد فرياد مىزده است. در حالى كه خدا به او نزديك بوده و با او به نجوى و راز گونه سخن مىگفته.
وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ و تو مهربانترين مهربانانى.» پس دعاى من به درگاه تو است تا از من دفع ضرر و رنج نمايى.
/ ٣٦٣ [٨٤] فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى لِلْعابِدِينَ دعايش را اجابت كرديم و آزار از او دور كرديم و خاندانش را و همانند آنها را با آنها به او بازگردانيديم و اين رحمتى بود از جانب ما تا خدا پرستان همواره به ياد داشته باشند.» اين براى ما كه خدا را عبادت مىكنيم عبرتى است، تا بدانيم كه چه پروردگار مهربانى را مىپرستيم و چگونه او دعاى ما را مستجاب مىكند خداوند نه تنها از ما دفع بلا و آسيب مىنمايد بلكه بر ما فضل خويش را ارزانى مىدارد.
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چرا خداى تعالى چنين پيامبرى بزرگ و گرامى را به بلا مبتلى نمود؟