تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٠ - كيفر ستم
آفريده شده نه از روى لهو و بازيچه، همچنين جوامع بشرى. از اين رو سنتهاى حاكم بر آنها سنتهاى حق است. اين سنتها بايد همان گونه كه بر آسمانها و زمين حاكم هستند، بر جوامع بشرى نيز حكومت كنند. ولى با يك فرق: و آن اين است كه در آسمانها و زمين به صورت مستقيم و فورى فرمان مىرانند ولى در جوامع به صورت غير مستقيم و پس از دادن فرصت و دادن هشدار و پس از آهنگ اصلاح و هدايت. اين نعمتى بزرگ است از سوى خدا. پس اگر خداوند انسان را با هر خطا كه از او سر مىزند بدون دادن فرصت توبه مؤاخذه كند زندگى او به جهنم سوزانى تبديل مىشود.
ولى دادن فرصت يك چيز است و اجراى حق چيزى ديگرى. معنى دادن فرصت اين نيست كه خداى تعالى حقى را كه محور همه آفرينش است از ياد برده باشد بلكه خداوند همواره ياور حق است و بسا كه باطل را با آن سركوبى نمايد.
هر چيز كه از سنت حيات منحرف گردد بزودى به پايان مىرسد و از بين مىرود. پس بر ما واجب است كه بر گرد حق مجتمع شويم كه حق عبادت خدا است خدايى كه هيچ كس در الوهيت همتاى آن نيست. پس همان طور كه ملائكه و ارواح و آسمانها و زمينها همه خدا را مىپرستند و در برابر عظمت او خاضع هستند، انسان هم بايد چنين باشد.
انديشه ديگرى هم هست كه از اين آيات استنباط مىشود و آن ايمان صادق است. از اين قرار كه ايمان بياوريم كه محور عالم وجود حق است. پس عالم جدّ است نه بازيچه. و اين ايمان ضامن برانگيختن احساس انسان است به مسئوليت در زندگى دنيوى خود. همانگونه كه لهو و بازيچه دشمن احساس مسئوليت انسان است.
/ ٢٨٥
شرح آيات
كيفر ستم
[١١] وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً