تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣ - تحزب راه ضلالت است
خداست يكى پسر و يكى پدر. بعضى گفتند كه او يكى از اين سه است: پدر، پسر و روح القدس. بعضى ديگر گفتند كه او دو جزء است: جزئى الهى و جزئى بشرى. بعضى هم گفتند كه: عيسى بنده خداست. خلاصه فقط از آن ميان سيصد و چند نفر بر يك رأى متفق شدند. امپراتور رأى آنها را رأى اكثريت تلقى كرد.
(البته اكثريت نسبى زيرا فقط يك ششم آراء بود) و آن را رأى برتر و نظريه قوىتر اعلام كرد.
پس اختلافى كه درباره عيسى بن مريم كردند همين اختلاف است. در حالى كه مطلب روشن بود آن كه جهان را آفريده همان كسى است كه عيسى را آفريده است و روش آفرينش عيسى همان روش آفرينش عالم است كه خدا گفت: «موجود شو، پس موجود شد».
تحزب راه ضلالت است
[٣٧] فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ گروهها با هم اختلاف كردند.
مردم عادى نخست بر مقتضاى فطرت عمل مىكنند. بعد از آن ميانشان گروههاى مختلف پديد مىآيد./ ٤٧ در داستان عيسى (ع) هدف اين گروهها كشف حقيقت نبود. اينان هدفشان چيز ديگر بود. هدفشان منافع خود و طايفهشان بود. از اين رو قرآن اختلاف را به تحزب منسوب مىدارد.
اول تحزب پديد مىآيد، و از پى آن اختلاف. براى آن كه من بتوانم جمعى از مردم را به گرد خود جمع كنم، رقيب من هم جماعت ديگرى را به گرد خود جمع كند، بايد ميان مردم نوعى اختلاف ايجاد كنيم تا من يك چيز شوم و او يك چيز ديگر. و خيال بشر مىتواند كه پارهاى از تفرقهها را كشف كند و برخى امور مورد اختلاف را ايجاد كند. زيرا اختلاف اصل نيست بلكه فرع خود محورى است. تنها در روز قيامت است كه اين اختلافها از ميان مىرود و چهره حقيقت آشكار مىشود.
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ پس واى بر كافران به هنگام حضور در آن روز بزرگ.»