تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٨ - شرح آيات
وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ و در آن راهها فراخ ساختيم باشد كه راه خويش بيابند.» ميان اين كوهها راههايى است كه مردم از آنها مىگذرند و از جايى به جاى ديگر مىروند و با يكديگر مراوده برقرار مىكنند. اين راهها را دو فايده است
اول: از خلال آنها راه يافتن به اهداف و اماكنى كه انسان به وجود آورده است.
ثانيا: حركت در اين راه سبب شناخت مىشود زيرا تفكر در كوههايى كه آن درهها را فرا گرفته او را به حقيقت والايى كه قدرت خداوندى است راه مىنمايد و از معانى «باشد كه راه خويش بيابند» همين است.
[٣٢] وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً و آسمان را سقفى مصون از تعرض كرديم.» وقتى به آسمان نگاه مىكنيم خواه نظرى ابتدايى همان گونه كه پدران ما از هزارها سال پيش نگاه مىكردند يا نگاهى از روى علم چنان كه دانشمند ستاره شناس امروزى بدان مىنگرد، اجرام بسيارى را مىبينم از كوچك و بزرگ كه در آن شنا مىكنند و بسا براى ما خطرها در برداشته باشند. چه كسى مانع فرو افتادن آنها و نگهدارى ما از آن خطرهاست؟
بدوى صحرانشين هنگامى كه شب هنگام كه آتشها را در آسمان مىديد آنها را شهاب ناميد ولى دانشمند ستاره شناس اعتراف مىكند كه آنها سنگهاى عظيم آسمانى هستند و اگر آن غلاف كه زمين را در خود گرفته نمىبود زمين از برخورد آنها ويران مىشد. پس چه كسى است آن كه آسمان را سقفى مصون از تعرض كرده است، جز خداى تعالى.
/ ٣٠٦ در هر روزى بيست ميليون جرم آسمانى با سرعت ٥٠ كيلومتر در ثانيه به طرف زمين مىآيند، اگر آسمان سقفى مصون از تعرض نبود حتى يكى از آنها اگر با آن جرم و آن سرعت به زمين اصابت مىكرد چيزى از زمين باقى نمىماند.
جوى كه زمين را به قدرت خداوندى در بر گرفته به گونهاى است كه هر چه