تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٠ - كران چگونه توانند شنيد؟
برآورد. ولى خداى تعالى- در مثل قصد مقايسه نيست- درها را به روى تو نمىبندد و عذاب را بر تو مسلط نمىكند مگر زمانى كه تو او را ترك كنى و به خدايانى جز او روى بياورى كه تو را در پناه خود نگه دارند.
در دعاها تعابير دقيقى است كه احساس انسان را برمىانگيزند. تا زمانى كه خداى تعالى احساس خود از ما برنگرفته،/ ٣٢٠ چرا ما در پى يافتن ملجأ ديگرى باشيم؟ تا زمانى كه پروردگار ما توانا و قاهر است چرا خود را فريب دهيم و به بندگان ضعيف او روى آوريم. مثلا در دعاى روز عرفه كه از حضرت امام حسين (ع) روايت شده، مىخوانيم
«آن كه تو را از دست داد چه يافت؟ و آن كه تو را يافت چه از دست داد؟ آن كه به جاى تو دل در ديگرى بست نوميد شد. زيانمند شد هر كه به جاى تو ديگرى را طلب كرد. چگونه مىتوان به ديگرى اميد بست در حالى كه تو احسان خود را قطع نساختهاى؟. چگونه مىتوان از ديگرى چيزى طلب داشت و حال آن كه تو وظيفه روزى نبريدهاى»؟ [٥] لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ نه، آن خدايان يارى خويشتن نتوانند.» وقتى خود را يارى نتوانند كرد ديگران را چه سان يارى توانند كرد؟
وَ لا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ و نه در برابر ما پناه داده شوند.» ما آنها را اصحاب خويش به حساب نمىآوريم. آنها را قوتى ندادهايم اصلا آنها را قدرت ذاتى نيست.
[٤٤] بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ بلكه ما آنها و پدرانشان را بهرهمند كرديم تا عمرشان به درازا كشيد.» آنچه سبب فراموشى آنها مىشود استمرار نعمتهاى خداست بر آنها. از اين رو مىبينيم كه با گذشت روزگار به غرورشان افزوده مىشود و با افزون شدن غرور نقمت و عذاب خدا كه در انتظار آنهاست بر سرشان مىآيد.
[٥] - مفاتيح الجنان/ ص ٢٧٣.