تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٧ - پرورش عالى
موسى ده سال در مدين زيست نزد عمويش شعيب. پس از اين/ ١٦٣ ده سال باز گرديد. گويى ده سال عددى بود از سوى خداى تعالى مقدر.
ممكن است كه ما بعضى از كارها را اتفاقى تلقى كنيم و حال آن كه اتفاق نيست كه تقدير است. خدا مقدر كرده بود كه موسى ده سال در مدين درنگ كند سپس باز گردد و در آن شب در آن بيابان سرد زنش را درد زادن گيرد و موسى در پى آتش رود و نداى الهى را بشنود.
گاه حوادثى پيش مىآيد كه تو را به اختيار راهى وادار مىكنند كه خير تو در آن است. مثلا بعضى از مردم علاقهاى به امور سياسى ندارند و در آن دخالت نمىنمايند. ولى فرزندشان به يكى از حركتهاى اسلامى مىپيوندد و تحت تعقيب قرار مىگيرد. مأمورين خانه را تفتيش مىكنند و همين امر موجب مىشود كه پدر و مادر و برادران هم به آن نهضت بپيوندند. اى بسا رهبران و شهيدانى از ميان آنها به وجود آيد.
سپس مرحله تربيت در مىرسد. بر انسان واجب است كه از پرورنده خويش يعنى كسى كه او را نيكى و تقوى و پايدارى بخشيده است سپاس گويد. از همان اوان كودكى هر كس بايد پرورنده و پروردگار خود را سپاس گويد.
پرورش عالى
[٤١] وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي تو را خاص خود كردم.» خدا انسان را براى خود آفريده و اشياء را براى انسان.
چنان كه خداى تعالى در حديث قدسى گفته است: «اى بنده من اشياء را براى تو آفريدم و تو را براى خودم. دنيا را/ ١٦٤ به احسان به تو دادم و آخرت را به ايمان». [١٣] خدا انسان را آفريد تا خليفه او در زمين باشد و همه چيزها را مسخر او
[١٣] - مشارق اليقين.