تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠ - در كودكى به او دانايى عطا كرديم
/ ٢٠ موضوع دوم: اين است كه قرآن براى ما مثلها مىآورد و موضوع مورد بحث را در ضمن آن مثلها به خوبى توضيح مىدهد.
قرآن وقتى كه از علاقه پدر به فرزندش سخن مىگويد هر گونه پدر و هر گونه فرزند را تأييد نمىكند و الگو قرار نمىدهد. مثلا پدرى چون يعقوب و پسرى چون يوسف يا پسرى چون يحيى و پدرى چون زكريا را مثال مىآورد. و رابطه مادر و فرزندى را كه مورد توجه قرار مىدهد مادر مريم است و فرزند عيسى. مريم زنى است كه مىخواهد خود را وقف پرستش خدا كند در عين حال از تربيت فرزند غافل نيست.
مريم الگويى است والا براى هر زنى تا از مسئوليتهاى مادرى شانه خالى نكند، زيرا اين مسئوليت مسئوليت طبيعى اوست زنها بايد همانند مريم راه را تا پايان بپيمايند.
/ ٢١ سوم: جمع ميان مكتبى بودن انسان با طبيعى بودن او. آدمى براى آن كه مكتبى باشد ضرورة نبايد طبيعت خود را كنار نهد و مسئوليت اجتماعى خود را در زندگى ناديده انگارد. آدمى مىتواند در همان حالى كه انسانى است مكتبى، پدر باشد يا فرزند يا مادر و به همه مسئوليتهاى اجتماعى بپردازد كه هر فرد عادى بدان همّت مىگمارد.
شرح آيات
در كودكى به او دانايى عطا كرديم
[١٢] يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا اى يحيى كتاب را به نيرومندى بگير و در كودكى به او دانايى عطا كرديم.
چون يحيى متولد شد خداوند به او مقام رسالت ارزانى داشت و او را فرمان داد كه همه زندگى و عزم و ارادهاش را و نيرو و توانش را در راه تبليغ اين رسالت به كار برد. گاه انسان دست به كارى مىزند كه به طبيعت آن يا به نتيجه آن اطمينان ندارد در حالى كه ديگرى به طبيعت آن كار يا به نتيجه مثبت آن مطمئن است.