تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٦ - شرح آيات
بىخرد خويش سپارد، خداوند عقل و بصيرت را از او بستاند و اندك اندك او را ساقط كند و ديگر هيچ نمىفهمد مگر آن كه ناگهان در مىيابد عذاب بر او خيمه زده، حال يا عذاب ساعت يا كمتر از او. طاغوت حاكم تشخيص امور را از دست مىدهد و ديگر آينده را نمىخواند و لذا سياست خطاى خود را ادامه مىدهد و ناگهان روزى به خود مىآيد كه همچون شاه ايران از اريكه قدرت به زير افكنده شده است يا همچون فرعون مصر با مسلسل مجاهدان، تكّه تكّه مىشود.
نيز بعضى از گروههاى بشرى كه بد كرداريهاى آحادش آنها را در برگرفته و رسولان و اوصيا و علماى خود را به استهزا مىگيرند و توصيههاى آنها را غير جدّى مىگيرند، مسخرگيهاشان خود آنها را در برمىگيرد و تمدّنشان را از ميان مىبرد.
بسيارى اوقات ما مىبينيم كه قرآن نه از افراد كه از جوامع سخن مىگويد و اين سؤال را برمىانگيزد كه: اگر مسئوليت، مسئوليت فردى است ديگر چرا قرآن با صيغه جمع سخن مىگويد؟
اين كار دو علّت دارد
اوّل: مسئوليت فرد محدود به حدود تنگ خود او نمىشود و آن قدر ادامه مىيابد/ ٣١٦ كه جامعه را نيز در برمىگيرد، زيرا بيشتر كارهاى مردم، جمعى است كه كيفر آن نيز ناگزير بايد جمعى باشد و دليل آن هم طبيعت هميابى در يك مكان و تأثير و تأثّر روانى و مادى مردم است در يكديگر.
دوم: معمولا كيفر افراد ديده نمىشود. براى مثال ما نمىتوانيم جوانى را كه در آغازينه زندگى مرده است زنده كنيم تا از او بپرسيم كدام اعمال ناشايست تو چنين انجامى را براى تو رقم زد، و در نتيجه در مىيابيم كه مرگ وخيم او نتيجه انحرافش بوده است، در صورتى كه جوامع، اعمالى پيدا دارند و آثار آن آشكار است و به همين سبب قرآن، نمونههايى از آن را مىآورد تا از آن پند گيريم.
جوامعى هستند كه به جزاء اعمال ايمان ندارند و مسئوليت را لهو و بازيچه گرفتهاند. كفر آنان را در بر گرفته و سبب زوالشان مىشود. در اين هنگام خدايانشان به درد آنها نمىخورند زيرا در برابر اللَّه خداى يكتا كارى از آنها ساخته نيست.