تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٩ - شرح آيات
حسد كارش را به انحراف كشانيد و به حدى سقوط كرد كه خداى تعالى او را به سگى تشبيه كرد كه در هر حال چه به او حمله كنند و چه به حال خود رهايش كنند زبان از دهان بيرون مىكند. سامرى هم از اصحاب موسى بود ولى نمىتوانست رياست هارون را برتابد، پس گوساله ساخت و كرد آنچه كرد. زبير بن العوام هم چنين بود. همراه رسول اللَّه نبرد مىكرد و از او دفاع مىنمود ولى چون رياست در برابرش چهره گشود توان صبرش نبود.
/ ٢١٩ مؤمنان صادق آنهايى هستند كه در برابر عوامل انحراف چون حسد و حب دنيا مقاومت مىكنند اگر نتوانند مقاومت كنند سقوط مىكنند و به آتش جهنم گرفتار مىآيند.
ديگر آن كه بعضى هستند كه در لحظات آخر حيات منحرف مىشوند و به جهنم مىروند. اينان به خود، مغروراند.
سوم از علل مهم انحراف آرزوى دراز و آزمندى است اينها نمىگذارند تا شخص روى به توبه آورد. زيرا مىپندارد همواره در اين جهان خواهد بود.
[٩٧] اما موسى (ع) چگونه توانست مشكل سامرى را حل كند. به دو طريق
١- عزل سامرى از جامعه. زيرا كه او ريشه فساد و فتنه بود.
قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ إِنَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ گفت: برو. در زندگى اين دنيا چنان شوى كه پيوسته بگويى «به من نزديك مشو» و نيز تو را وعدهاى است كه از آن رها نشوى.» آرى، بايد ريشه فساد را بركند. مثلا به جاى مبارزه با شرابخوارى و فساد اخلاقى و برنامههاى گمراه كننده رسانهها بايد با طاغوتى كه پشت سر آنها ايستاده است مبارزه كرد و به حيات او پايان داد.
موسى (ع) سامرى را نكشت تا هم چنان به عنوان يك نمونه كامل شكست خورده از يك فرد فرصت طلب عبرت مردم شود.
/ ٢٢٠ در خبر آمده است كه چون موسى آهنگ قتل سامرى نمود از رب العزة