تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - شرح آيات
خطاب آمد كه او را مكش كه مردى سخاوتمند است. و مىگويند كه سامرى به يك بيمارى جسمى يا روحى مبتلى شد به گونهاى كه از ملاقات مردم حذر مىكرد و از آنان مىگريخت و به هر كس مىگفت به من نزديك مشو.
٢- شكستن و نابود كردن گوساله رمز نابودى انحراف و ارتداد.
وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً اينك به خدايت كه پيوسته عبادتش مىكردى بنگر كه مىسوزانيمش و به دريايش مىافشانيم.» موسى گوساله را سوزانيد و خاكسترش را در دريا ريخت يا ريشه فتنه را بركند. نمىخواست حتى ذرهاى از آن يا خاكسترش باقى بماند تا مباد در آينده مورد تقديس طاغوتان گردد.
از اين آيه درمىيابيم كه برانداختن طاغوت كافى نيست بلكه بايد ريشه آن را بركند همه آثار و نمادها حتى قصرهاى او را هم نابود كرد. درست است كه از آن زيانهايى حاصل مىشود ولى زيانى كه از باقى ماندن آن چيزها به جامعه مىرسد بسى بيشتر خواهد بود.
[٩٨] خطاب اول به هارون بود كه زمام رهبرى را در آن زمان در دست داشت و خطاب دوم به سامرى بود كه سبب انحراف و ارتداد شده بود ولى خطاب سوم به بنى اسراييل است كه مىفرمايد
/ ٢٢١ إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ جز اين نيست كه خداى شما اللَّه است كه هيچ خدايى جز او نيست.» پس گوساله را مپرستيد، مال و مالداران را مستاييد. پرستش از شدت علاقه و محبت حاصل مىشود. بايد به ياد داشت كه خداى تعالى از اعماق دلهاى ما آگاه است دلهايى را كه به باطل ميل مىكنند مىداند.
وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً و علمش همه چيز را دربر گرفته.» پايان آيه با همه داستان هماهنگ است، زيرا گناه و توجيه گناه چيزى نيست كه از خداوندى كه علمش بر همه جا و همه كس احاطه دارد مخفى بماند.