تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦١ - ادريس صديق
مطلب سوم كه از سوره مريم حاصل مىشود اين است كه مسئله رضا و خشنودى بارها در آن تكرار شده و از زورگويى نهى گرديده است و اين به دو سبب است
اول اين كه: هر كس موظف است كه كودك خود را به نوعى تربيت كند كه داراى شخصيتى كمال يافته باشد تا مردم از معاشرت با او و از اعمال و رفتارش راضى باشند. نه به گونهاى كه هيچ به فكر ديگران نباشد.
دوم: طبيعت انسان اقتضا مىكند كه انسان در جامعه داراى مقبوليت اجتماعى باشد. از وظايف والدين است كه فرزند خود را طورى تربيت كنند كه در عين مقبوليت در نزد مردم در نزد خدا هم آبرومند و مقبول باشند. يعنى در محدوده پرهيزگارى، به راه و روش پيامبرش سير كنند.
ادريس صديق
[٥٦] وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا و در اين كتاب ادريس را ياد كن او راست گفتارى پيامبر بود.»/ ٦٨ اما ادريس، قرآن يكى از صفات او را كه هر كسى بايد به فراوانى از آن برخوردار باشد ذكر مىكند و آن صفت صدق است. صديق صيغه مبالغه است از صدق. صديق كسى است كه در موقعيتهاى سخت قدم از طريق راستى بيرون نمىنهد و صدق رنگ زندگى اوست.
مىتوان به اين نكته نيز توجه نمود كه غالبا همراه با نام و ياد پيامبران آنان را به صفت صدق متصف مىكند، از قبيل (كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا) يا (إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا) زيرا از لوازم نبوت يا برترين صفات پيامبران صدق است و بس.
ديگر اين كه: يكى از دواعى نبوت، رسالت است. هنگامى كه كسى از روى فطرت رسالت الهى را بر عهده گيرد، خداوند او را مقام نبوت دهد. ابراهيم از همان خردى با پدر بحث و گفتگو مىكرد و درباره نفى عبادت بتان با پدر محاجه