تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - تجلى خداوند
بزرگ». يعنى صفتش از صفت كرسى است و هر دو در اين خصوصيت يكسان و قرينند.
[٦] لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين و ميان آنهاست و آنچه در زير زمين است.» قرآن براى كسى قائل به مالكيت چيزى نيست. خدا مالك همه چيز است و بس اوست كه بر همه كاينات فرمان مىراند. اگر چيزى به كسى دهد تنها به او اجازه مىدهد كه از آن استفاده برد نه اين كه مالك حقيقى آن باشد.
[٧] وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى اگر سخن بلند گويى، او به راز نهان و نهانتر آگاه است.» چون به صداى بلند چيزى گويى نه تنها خدا به آنچه گفتهاى آگاه است بلكه منظور و مقصودى را كه در پس آن نهفته داشتهاى مىداند و بر ظاهر و باطن سخن تو علم دارد.
/ ١٢٩
تجلّى خداوند
[٨] اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى اللَّه، آن كه هيچ خدايى جز او نيست. نامهاى خوب از آن اوست.» همه هر چه جمال است و جلال و آن عظمت كه در عالم وجود مشاهده مىكنى همه نشانى از اسماء خداوندى هستند و انعكاسى از آن اسماء بر طبيعتاند. گاه تو جوينده زيبايى هستى، چون به چيزى زيبا دست مىيابى خواستار چيزى زيباتر از آن مىشوى. گاه در جستجوى قدرت و توانايى هستى چون شخص قوى و توانايى را مىبينى در اين انديشهاى كه به قوىتر و تواناتر دستيابى چنين است ديگر صفات و سجايا، زيرا بر قلب تو جلوهاى از جمال و جلال و عظمت پروردگار تو تابيده است و به مخلوق هرگز راضى نمىشود، مگر آن را يابد كه صاحب جمال و جلال و قدرت و عظمت حقيقى باشد. [٥]
[٥] - نور الثقلين/ ص ٣٦٩.