تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٣ - وحدت رسالت پيامبران
هوى و مصلحت مادى خويش راهى در پيش گرفت. و چون چنين كردند در برابر خداوند تعالى مورد بازخواست واقع خواهند شد. اين است كه مىفرمايد
كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ همه نزد ما بازمىگردند.» ولى ما با مقياس خود اعمال آنها را مىسنجيم زيرا رسالت ما واحد است و حكم، واحد.
/ ٣٧٧ [٩٤] وقتى كسى مىگويد من مسلمانم، اول از او مىپرسيم، عملت چگونه است؟ يا اگر كسى بگويد من مسيحى هستم. مىگوييم: مسيح پاداش عمل خود را مىگيرد و تو نيز پاداش عمل خود را.
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ هر كس كه كارى شايسته كند و ايمان آورده باشد، كوشش او را ناسپاسى نيست.» هر طور كه خواهى عمل صالح به جاى آور، چه اندك و چه بسيار. تو پاداش عملت را خواهى ديد و جزاى مناسب را به تو خواهند داد ولى در صورتى كه مؤمن باشى.
وَ إِنَّا لَهُ كاتِبُونَ و ما اعمالش را مىنويسيم.» تا زمانى كه قلم و دفتر به دست خداست او هيچ عملى را از اعمال تو فراموش نخواهد كرد. پس هرگز مگو: كه چه كسى از اين كار آگاه خواهد شد پس انجام آن را چه فايده؟ در كلمه «از كارهاى نيك» اشارتى است بر اين كه نبايد هيچ عمل خيرى را كوچك بشماريم. زيرا اين اعمال خير كوچك چون گرد آيند اعمال عظيم خواهند شد كه اثر شگرف آنها در زندگى دير يا زود آشكار گردد.
بگذار كه اين احساس در تو نمو كند كه خدا مراقب تو است و هر عمل كوچك و بزرگى از اعمال نيك تو را ضبط مىكند.
[٩٥] وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ و قريهاى را كه به هلاكت رساندهايم، محال است كه بازگشتى داشته باشند.» شهرها و جوامعى كه به سبب كفرشان به هلاكت رسيدهاند دوباره به اين زندگى دنيوى بازنمىگردند. البته مراد بازگشت به اين دنياست نه بازگشت معادى