تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٩ - حتميتى كه از آن چاره نيست
حتميتى كه از آن چاره نيست
[١٥] إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى قيامت آمدنى است. مىخواهم زمان آن را پنهان دارم، تا هر كس در مقابل كارى كه كرده است سزا بيند.» در بعضى از شهرها كه دچار اغتشاش و ناامنى شده گاه از طرف حكومت بناگهان و بدون اخطار قبلى گروههايى از مأمورين سر چهارراهها پيدا مىشوند و به بازرسى مردم مىپردازند. مسلما اگر قبلا مردم را از وجود چنين گروههايى آگاه كنند آنها راه خود به جانب ديگر كج مىكنند تا گرفتار نشوند.
در بعضى از مدارس هم گاه ممكن است كه معلمى وقت امتحان را معين نكند تا شاگردان هميشه آماده امتحان باشند نه اينكه فقط روزهاى نزديك به امتحان درس حاضر كنند و بقيه روزها تنبلى كنند.
خداى تعالى دنيا را سراى عمل و سعى در كارها قرار داده. هر كس بارها مورد امتحان واقع خواهد شد و همه سعيش اين است كه هر چه بهتر از امتحان موفق بيرون آيد، و چون نمىداند كه اجلش چه وقت خواهد رسيد هميشه مهيّاى امتحان خواهد بود. چه بسا اگر غفلت ورزد مرگ به ناگاه فرا رسد و او كار خود ناساخته پشيمانى برد و حسرت خورد. انسان طبيعة غافل است و يا خود را به غفلت مىزند و نمىخواهد روز حساب را به حساب بياورد. انسان در هنگام غفلت مرتكب جريمه و خطا مىشود. غفلت طبيعت انسان است چه بسا از سنتهاى الهى باشد پس اگر غفلت وجود نداشته باشد امتحان هم وجود نخواهد داشت.
پس چه كسى است كه ميان پاكيزگان و نيكان و بدكاران فرق نهد؟
/ ١٤٠ پاكيزگان و نيكان كسانى هستند كه مىكوشند تا غافل نباشند پس همواره براى بيدارى خود و ديگران در تلاشاند.
قرآن مسئوليت هدايت و تربيت را بر عهده خود انسان مىگذارد. پس اى انسان! چشم به راه مساعدت ديگر كس مباش كه تو را از خواب غفلت بيدار كند