تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٧ - شرح آيات
٢- آدم نخستين كسى بود كه در دام شيطان افتاد ولى او از روى عمد مرتكب گناه نشد بلكه شيطان سبب شد كه امر پروردگارش را فراموش كند و شيطان به دروغ به خدا سوگند خورد كه خدا او را از خوردن آن درخت نهى نكرده است.
آدم هنوز نمىدانست كه ممكن است كسى پيدا بشود كه خدا را به دروغ سوگند بخورد، و نيز شيطان او را در اشتباه انداخت كه خدا او را از هر درخت گندمى نهى نكرده، بلكه او را از نوع خاصى از آن درخت منع كرده است. در اينجا شيطان از اين نقطه ضعف انسان استفاده كرد، كه با جزئى توجيهى از زير بار مسئوليت شانه خالى مىكند.
/ ٢٤٣ ٣- غريزه سرورى و حب خلود دو غريزه ريشه دار در اعماق وجود انسان هستند. با آن كه خداى تعالى آدم را در بهشت جاى داد، آنها هنوز نمىدانستند كه مدت درنگشان در بهشت تا چه زمان خواهد بود. شيطان نيز از اين نقطه ضعف سوء استفاده كرد ولى خوردن از ميوه آن درخت همان بود و به جاى جاويد ماندن در بهشت، به زمين فرو فرستاده شدن همان.
شيطان بر طبق عادت خويش از راه غرايز انسان را منحرف مىكند، زيرا اگر انسان از غرايز خود استفاده صحيح كند سبب عروج و اعتلاى او مىشوند و اگر از جنبه منفى استفاده كند باعث سقوط و هبوط او مىگردد.
شيطان هنگامى كه بشر را وسوسه مىكند در چشم او آشكار نمىشود بلكه به صورت اوهام و خيالات به نزد او مىآيد.
[١٢١] فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ از آن درخت خوردند و شرمگاهشان در نظرشان پديدار گرديد و هم چنان برگ درختان بهشت بر آنها مىچسبانيدند.» نتيجه گناهكارىشان همان پديدار شدن شرمگاهشان بود در حالى كه خداوند بر آنها لباس پوشانيده بود.
/ ٢٤٤ وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى آدم در پروردگار خويش عاصى شد و راه گم