تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٤ - شرح آيات
تحدى و مبارزه كند و گفت كه آنها نخست كار خويش بياغازند. اين گونه مبارزه طلبيها را نزد ديگر پيامبران هم مىبينيم و خود بارزترين دليل بر صحت نبوت آنهاست و معلوم مىدارد كه به عالم غيب وابستهاند.
جادوگران با مشتى ريسمان و عصا آمده بودند و با مهيا كردن محيط كه خود از همان اعمال جادوگرانه است به آنان تلقين كردند كه اينها مارانند و هم اكنون به جنبش در مىآيند. در حالى كه حقيقت نبود. آنچه حقيقت بود عصاى موسى بود كه به ناگاه همه آنچه را جادوگران به جادو ساخته بودند، نابود كرد. ساحران كه از حقيقت آگاه شدند ايمان آوردند و در برابر پروردگارشان به سجده در آمدند.
اين براى ما عبرتى است، زمانى كه خود با حقيقت همراهيم و مخالفان را جز خيال باطل چيزى در دست نيست. به زودى خواهيم ديد كه چهسان حقيقت باطل را خواهد بلعيد.
زمانى كه ساحران سجده كردند و ايمان آوردند فرعون زبان به تهمت گشود. تا براى قتل و تعذيب آنان وجهى بيابد. ولى آنان نيز با استوارى در مقابلش ايستادند.
/ ١٨٧
شرح آيات
[٦٥] قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى گفتند اى موسى آيا تو مىافكنى يا ما نخست بيفكنيم.» يعنى تو شروع مىكنى يا ما شروع كنيم؟
[٦٦] موسى از آنان خواست كه آنان آغاز كنند و اين معارضهاى عظيم بود.
قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى گفت: شما بيفكنيد، ناگهان از جادويى كه كردند، چنان در نظرشان آمد كه آن ريسمانها و عصاهاشان به هر سوى مىدوند.» يعنى كارى كردند كه خيال موسى را بر انگيخت و به طريق اولى در خيال