تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٥ - دروغ پندارى
بَلْ هُوَ شاعِرٌ يا شاعرى است.» چون ديدند كه كلامش عميق و مؤثر است گفتند: شاعر است. زيرا شعر در نزد آنان بالاترين درجه فرهنگ بود. وقتى كه از رسالت بدين گونه متناقض سخن مىگويند دليل اين است كه سخت حيرت كردهاند و همه دست و پا زدنهايشان براى اين است كه ايمان نياورند و مسئوليتى را به گردن نگيرند. آرى، اين استدلالهاى واهى همه براى فرار از مسئوليت است.
سپس گفتند
فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ پس از آن گونه كه به پيامبران پيشين داده شده بود معجزهاى بياورد.» ممكن است ايمان بياوريم ولى به شرط آن كه براى ما معجزات تازهاى بياورى. آيات خدا كه بر بشر نازل مىشود دو گونه است
گونه نخست آياتى است كه براى انگيزش عقل و بيان حجت مىآيد از قبيل آيات قرآن كه در زمان فرصت و مهلت مىآيد اما گونه دوم آياتى است كه مىخواهد امرى را بر انسان واجب گرداند خواه بپذيرد يا ابا كند و اين بعد از پايان مدت است.
مثلا فرعون مىگفت: من پروردگار شما هستم و چون در دريا غرق شد و امواج او را به كنار انداخت گفت: به پروردگار موسى و هارون ايمان آوردم. ولى اين گونه ايمان مردود است، زيرا، پس از سپرى شدن فرصت و مهلت است.
/ ٢٧٨ اينان نيز كه از پيامبر معجزات حسى مىخواهند، در خطا هستند، زيرا اين آيات و معجزات وقتى بيايند فرصت و مهلت هم به پايان آمده است. و ديگر نمىتوانند از آن استفاده برند.
[٦] ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها پيش از آنها مردم قريهاى را كه هلاك كرديم ايمان نياورده بودند.» يعنى تا آن نشانى پروردگار نازل شد مردم اين قريه نابود شدند، تا عبرت نسلهاى ديگر باشند.