تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٤ - دروغ پندارى
هم چنان از پى جادو مىرويد؟» چرا با هم پچپچ مىكردند؟
زيرا مىترسيدند در حضور جمع به سبب ضعف استدلال و بيان خود رسوا شوند زيرا در واقع خويشتن را در برابر قدرت رسالت شكست خورده احساس مىكردند بنا بر اين چارهاى جز اين نداشتند كه در نهان توطئه كنند. اينان ادعا مىكردند كه كار رسول اللَّه جادو است و اين بطلانش آشكار بود. پس مىبايست يك نقشه پنهانى شيطانى طرح كنند. ميان سحر و رسالت تفاوت بسيار است سحر خيالها را به بازى مىگيرد و حال آن كه رسالت عقول را برمىانگيزد.
[٤] قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ گفت: پروردگار من از هر سخنى در آسمان و زمين آگاه است و او شنوا و داناست.
انسان عمل خود را در برابر ديگران توجيه مىكند تا زمانى كه بتواند آنها را به بازى بگيرد ولى اگر دريابد كه در آن ميان كسى هست كه به حقيقت كار او آگاه است و به زودى او را شرمنده مىسازد اگر مرد منصفى باشد از كجرويهاى خويش باز مىايستد.
بدين سبب است كه پيامبر (ص) به مشركين تذكر مىدهد كه خدا كلام باطل آنها را مىشنود و به كارهايشان آگاه است، آنها نيز خود به اين امر آگاهند، پس از چه سخن مىگويند؟ از سوى ديگر رسول اللَّه نيز مىداند كه هيچ سخن در آسمان و زمين نيست، مگر اين كه خدا به آن آگاه است. پس چگونه ممكن است كه بر او افترا زنند در حالى كه شاهد و ناظر است؟
[٥] بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ گفتند: نه، خوابهاى پريشان است.»/ ٢٧٧ خوابهاى بى سر و ته و آشفته.
بَلِ افْتَراهُ «يا دروغى است كه مىبندد.» يعنى درست است كه سخنش معقول است ولى ادعاى او كه مىگويد از خدا به او وحى شده دروغ است.