تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٩ - شرح آيات
يعنى قوم من هم چنان پيرو من هستند و راهرو راه مناند.
وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى اى پروردگار من! من به سوى تو شتافتم تا خشنود گردى.» آنچه مرا به شتاب واداشت عشق ديدار تو بود. اين آيه حكايت از عشق بسيار موسى به خدا دارد. شتاب او براى نيل به خشنودى او بود. چنين است حال كسانى كه حلاوت مناجات با پروردگار را چشيدهاند و به قرب او انس گرفتهاند و خدا به قلبشان تجلى كرده. اينان پروانهوار مجذوب پرتو عشق پروردگار خود هستند.
و چون جمال محبوب خويش ببينند جمال هر كس از ياد ببرند.
از اين رو رسول اللَّه در محراب عبادت خويش هم چنان در التهاب مناجات با خداى خود بود تا وقت نماز كى در رسد و چون وقت نماز مىرسيد مىگفت: اى بلال ما را به نماز راحت بخش.
مؤمنان صادق هم از پروردگار خود مىخواهند كه نور معرفت در دلهايشان بتاباند و از جمله كسانى گردند كه راحت و آسودگيشان در ديدار محبوب است و همه عمر در ناله و زارىاند، تا مگر جمال دلآراى معشوق واقعى خويش را دمى بنگرند. و در برابر عظمت او ساجداند و راكع. شبها را به خدمت او زنده مىدارند و سرشك اشتياقشان بر چهره مىغلتد و قلوبشان رهين محبت اوست ... (برگرفته از صحيفه سجاديه ص ٢٤٩)/ ٢٠٧ و همواره اين ذكر را مكرر مىكنند كه
واى خداوندى كه انوار قدس تو چشمان عاشقان را مىنوازد و پرتو چهره تو قلوب عارفان را به شوق مىآورد! اى آرزوى دل مشتاقان و اى غايت آمال محبان! (همانجا) [٨٥] غيبت موسى فرصتى به دست فرصت طلبان داد تا به حسب منافع خود فتنهانگيزى كنند.
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُ گفت: ما قوم تو را از پس تو آزموديم و سامرى گمراهشان ساخت.» معلوم مىشود كه سامرى مردى منافق بوده است و همواره مترصد فرصت، تا