تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٣ - دروغ پندارى
[٢] ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ از سوى پروردگارشان برايشان هيچ اندرز تازهاى نيامد جز آن كه آن را شنيدند و سرگرم بازيچه بودند.» هر زمان كه اندرز تازهاى از سوى پروردگارشان نازل گرديد و آنان را به واقعيت سرنوشتشان هشدار داد، آنان رخ برتافتند و به كارهاى خود پرداختند يا آن اندرزها را بازيچه پنداشتند و با آنها به جد رو به رو نگرديدند. تصور كن كه در برابر دادگاهى ايستادهاى و معتقدى كه يا به اعدام محكومت مىكند يا تبرئهات مىكند.
آيا چگونه در قفس اتهام مىمانى. نه چنين است كه كاملا سعى مىكنى كه سخنى نابجا نگويى، زيرا لحظه لحظهاى دقيق است. اما اگر بى خيال شروع به گرداندن تسبيح كنى يا در جيبهايت به دنبال چيزى معمولى بگردى اين عمل تو را بازيچه گويند.
همين گونه انسان در اين زندگى مثل كسى است كه در سالن محكمه منتظر حكمى است كه صادر شود كه آيا بايد به بهشت رود يا در دوزخ.
از اين رو بايد زندگى را جدى بگيرد و گفتار و كردارش همه از روى حساب و دقت باشد و گرنه مشمول سخن خداوند مىشود كه مىفرمايد «سرگرم بازيچه بودند».
دروغ پندارى
[٣] لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ دلهايشان به لهو خو گرفته است.»/ ٢٧٦ دلهايى كه به لهو خوگر شدهاند حقايق زندگى را درنمىيابند و از آنها متأثر نمىشوند، گويى سنگهاى سخت هستند كه هر چه بر آنها آب ريزند حتى قطرهاى در آنها نفوذ نمىكند.
وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ و آن ستمگران سر در گوش يكديگر نهادند و گفتند: آيا اين مرد جز اين است كه انسانى همانند شماست؟ آيا با آن كه با چشم خود مىبينيد