تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٠ - شرح آيات
مثلا مجوس را دو خداست يكى خداى خير كه «اهورامزدا» ناميده مىشود و يكى خداى شر كه «اهريمن» نام دارد. اهريمن خالق شر است و اهورامزدا خالق خير. ميان خداى خير و خداى شر پيوسته جنگ است. در ميان برخى فرقههاى منحرف مسيحيت هم چنين پندارى ديده مىشود. مثلا «پدر» مىخواهد كه بشر را عذاب كند ولى «پسر» مىآيد و على رغم پدر شفاعت مىكند.
در اساطير كهن يونان نيز از نبرد ميان خدايان در آسمان داستانها آمده است. از اينجا در مىيابيم كه انديشه تعدد خدايان از حالت فرار از مسئوليت و جستجو از ملجئى موهوم كه بشر را از بار گران جزاء برهاند پديد آمده است اعتقاد به تعدد خدايان منعكس كننده حالت نزاع داخلى ميان شهوت و عقل است و براى توجيه تسليم عقل در برابر شهوت است.
همه اينها دليل آن است كه اگر خداى ديگرى در كار مىبود كه هر دو با هم سازش كرده باشند ديگر نيازى به تعدّد خدايان احساس نمىشد و نياز انسان به تعدّد خدا از ميان مىرفت.
از اين رو مىبينيم كه قرآن كريم براى ما روشن مىكند كه انديشه چند خدايى انعكاس يافته از تناقض ذات است؛ انديشهاى كه بر پايه آن در آسمانها و زمين خدايانى هستند در ستيز كه البتّه انديشهاى خطاست، چه، وجود سلطههاى ستيزنده در هستى منجر به وجود تباهى و خلل در نظام هستى مىگردد.
/ ٢٩٦ فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ «پس اللَّه پروردگار عرش از هر چه به وصفش مىگويند منزه است.» پروردگار عرش رمز خداى آسمانها و زمين است و عرش به معنى قدرت و سلطه است نه اين كه مكانى باشد كه خداى تعالى بر آن قرار گرفته باشد.
ممكن است اين خاتمه بليغ حاكى از آن باشد كه عدم شناخت خدا سبب تصور شريك براى او مىشود، زيرا تصور شريك براى خدا دليل بر جهل چنين تصور كنندهاى است. زيرا خداى تعالى پادشاه جبارى است كه هيچ چيز بر قدرت او غالب نيايد و فرار از حكومت او ممكن نباشد.