تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - شرح آيات
/ ٢٠٥
چرا بر قوم خود پيشى گرفتى؟
رهنمودهايى از آيات
موسى پيامبر خدا با پروردگارش مناجات كرد. هنوز از ميعادگاه بازنگشته بود كه قومش كافر شدند. آرى، رهبر از ميان قوم رفته بود و فرصت طلبان موقع را مناسب يافتند و به اغواى مردم پرداختند. از اين آيات برمىآيد كه علاقه بنى اسراييل، به شخص موسى بود نه رسالتش. و همين امر باعث شد كه پس از غيبت او تمرد كردند و به سخن جانشين او هارون هم، وقعى ننهادند. ضرورى است كه اين علاقه دگرگون شود و علاقه به رسالت جاى هر علاقه ديگرى را بگيرد.
موسى عمل آنان را انتقاد كرد و آنان را از غضب پروردگارشان بر حذر داشت و از سبب اين ارتداد پرسيد. وقتى بنى اسراييل اعمال خود را توجيه كردند، موسى گفت كه خدا به آنان عقل داده كه نيك و بد را از هم تميز دهند و اين بزرگترين حجت است بر آنها. اما حجت دوم شخص هارون و وصى موسى بود كه آنان را اندرز داد ولى قوم به سخن او گوش ندادند.
/ ٢٠٦
شرح آيات
[٨٣] وَ ما أَعْجَلَكَ عَنْ قَوْمِكَ يا مُوسى اى موسى چه چيز تو را واداشت تا بر قومت پيشى گيرى؟» چرا از آنان پيش افتادى و آنان را پس پشت نهادى.
[٨٤] قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى أَثَرِي گفت آنها همانهايند كه از پى من روانند.»