تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥ - شروط وراثت
عاليهاى برخوردار بود زيرا كسى همتاى او نبود به عبارت ديگر همنامى براى او نبود.
عبارت «از اين پيش كسى را همنام او نساختهايم» اشارت است به دو مورد: يكى آن كه يحيى از مواهبى بهرهمند شد كه در تاريخ پيامبران براى پيامبر ديگرى حاصل نشده بود ... يحيى در برابر قدرتهاى ستمگر زمان مقاومت ورزيد و خود را در آن راه، راه مبارزه با آن قدرتهاى جبار فدا كرد. به عبارت ديگر يحيى در ميان پيروان عيسى (ع) همانند امام حسين (ع) در امت محمد (ص) است./ ١٥ ديگر آن كه هر كس بايد چشم به راه فرزندى باشد كه از گذشته ارث ببرد و آينده را بسازد. و يحيى چنين شخصيتى بود.
[٨] قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا گفت اى پروردگار من! مرا از كجا پسرى باشد، حال آن كه زنم نازاينده است و من خود در پيرى به فرتوتى رسيدهام.» زكريا مىگويد: چطور ممكن است كه من صاحب فرزند شوم در حالى كه شرايط طبيعى صاحب فرزند شدن در من نيست. اولا زنم سترون است و اساسا نازاست ثانيا من خود فرسنگها از ايام جوانى فاصله گرفتهام و پير و فرتوت شدهام.
[٩] قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ گفت پروردگارت اين چنين گفته است: اين براى من آسان است.
خداى عز و جل عالم وجود و قوانين حاكم بر آن را آفريده است و او خود مىتواند كه آن قوانين را ديگرگون كند و دگرگون كردن قوانين طبيعت براى آفريننده آنها آسان است.
وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً و تو را كه پيش ازين چيزى نبودهاى بيافريدهام.
وقتى كه انسان به خود مىانديشد كه چگونه خداى خالق توانا او را از عدم جامه هستى پوشيده، در مىيابد كه خدا قادر به هر كارى است. بنا بر اين اگر به امورى برخورد كند كه در نظرش نامعهود مىآيد، شگفت نخواهد كرد. چون زكريا از