تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٨ - از صحنههاى قيامت
هيچ گونه وابستگى در روز قيامت سودمند نمىافتد. تنها يك رابطه و علاقه موجود است، علاقه مؤمنان و شفاعتشان و شفاعت رسولان و صديقان و شهداء و صالحان در حق پيروانشان در دنيا و كسانى كه از آنان اطاعت كردهاند./ ٢٣١ اكنون مىپرسيم در آن روز شفاعت را چه فايده است و به چه كسى صلاحيت شفاعتگرى داده مىشود.
اولا: شفاعت در آنجا نتيجه وابستگىها و ارتباطهاى ايمانى است در اين دنيا. هر چه در دنيا محبت تو نسبت به پيامبران و امامان و جانشينان آنها بيشتر باشد و بيشتر مطيع فرمانشان باشى احتمال رهايى تو از آتش بيشتر است، زيرا تنها آنان حق شفاعت به درگاه خدا دارند.
ثانيا: شيطان در دل گناهكاران يأس از رحمت خدا را القاء مىكند. خدا نيز به وسيله شفاعت در رحمت خود را به روى آنان مىگشايد و آنان را به طريق توبه راهنمايى مىكند و اين بازگشت به خداست و اطاعت از رسول اوست و اولو الامر شرعى بعد از اوست.
سؤال ديگر چرا پس از شفاعت سخن از رضايت حق رفته است؟ جواب اين است انديشه مسئوليت را ارزش و اعتبار بسيار است ولى بشر مىخواهد خود را از آن خلاص كند يكى از راههاى خلاصى از مسئوليت شفاعت است بشر همواره به اين اميد است كه اگر در عمل سعى نكند كسى هست كه او را شفاعت كند.
خداى تعالى تأكيد مىكند كه شفيعان حق كسى را شفاعت مىكنند كه خدا از او راضى و خشنود باشد. تا مردم مسئوليت خود را فراموش ننمايند.
[١١٠] يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ هر چه در پيش روى آنهاست و هر چه در پشت سرشان است مىداند.» رفتار انسان و خلقيات او معين كننده سرنوشت اخروى اوست و خدا همه اينها را مىداند.
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً و علم آنان او را دربر نگيرد.»/ ٢٣٢ بدين گونه انسانها در برابر قدرت قاهره پروردگار عاجز مىايستند. علم آنها