قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٨٠
گفتهاند كه رسول اكرم (ص) هنگام پاسخگويى به مسائل، تصريح فرمودهاند
كه منظور از حرج، «ضيق» است.
[١]
در پارهاى آيات نيز حرج به معنى گناه به كار رفته است؛ چنان كه
خداوند فرموده است: «لَيْسَ عَلَى الضُّعَفٰاءِ وَ لٰا عَلَى الْمَرْضىٰ
وَ لٰا عَلَى الَّذِينَ لٰا يَجِدُونَ مٰا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ
...»؛ [٢] يعنى بر
ضعيفان و بيماران و كسانى كه اموال قابل انفاق ندارند، گناهى نيست يا: «لَيْسَ
عَلَى الْأَعْمىٰ حَرَجٌ وَ لٰا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ ...»*؛ [٣] و يا «مٰا كٰانَ عَلَى النَّبِيِّ
مِنْ حَرَجٍ فِيمٰا فَرَضَ اللّٰهُ لَهُ ...». [٤]
در روايات نيز واژه حرج به معنى ضيق و تنگى استعمال شده است؛ چنان كه
در روايت ابى بصير آمده است: «ان الدين ليس بمضيّق فانّ اللّه يقول مٰا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ
مِنْ حَرَجٍ».
واژه «عسر» نيز متضاد «يسر» است و در معنى صعب، تنگ، دشوار، بدخويى،
مشكل، سخت و سخت شدن روزگار به كار مىرود. اين واژه در قرآن كريم، به همين معنى
است؛ چنان كه خداوند فرموده است: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» يا «سَيَجْعَلُ اللّٰهُ
بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً». [٥] بدين ترتيب،
معناى عسر عبارت از صعوبت، مشقت و شدت است كه در فارسى از آن به دشوارى و سختى
تعبير مىشود. [٦]
رابطۀ عسر و حرج
بعضى رابطه ميان عسر و حرج را عموم و خصوص مطلق دانسته و گفتهاند:
«عسر اعم و مطلق از حرج و ضيق است؛ زيرا هر ضيقى عسر است، ولى عكس آنكه هر عسرى
ضيق باشد، صادق نيست»؛
[٧] چنان كه اگر كسى بردۀ خود را الزام كند كه دارويى تلخ بخورد،
گفته مىشود او را در عسر قرار داده است؛ ولى اينكه گفته شود در ضيق واقع شده و
[١] طباطبايى (علامه)،محمد حسين، الميزان فى تفسير القرآن؛ ج ١٤، ص ٦١٤.
[٢] توبه، ٩١.
[٣] فتح، ١٧.
[٤] احزاب، ٣٨.
[٥] طلاق، ٧.
[٦] لغتنامه دهخدا؛ ذيل واژه عسر.
[٧] نراقى، احمد بن محمد؛ عوائد الايام؛ ص ٦١.