قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٢٦
است. [١]
علماى متأخر بر اين تعريف خدشه كرده و اظهار داشتهاند كه مالكيت از
مقولۀ «اضافه» است نه مقولۀ «جده»؛ يعنى مالكيت رابطهاى بين مالك و
مملوك است كه به نوعى آنان را به يكديگر ربط مىدهد؛ مانند رابطۀ ابوت و
بنوت يا نسبت بين سقف اتاق و كف آن. اين تعاريف كمابيش تا زمان مرحوم شيخ انصارى
رايج بود، ولى بعد از آن منسوخ شد و مالكيت از ديدگاه ديگرى مورد توجه قرار گرفت.
به نظر شيخ، مالكيت رابطهاى اعتبارى است كه بين شخص (اعم از حقوقى
يا حقيقى) با شىء برقرار مىشود. به موجب اين نظريه، مالكيت از واقعيتهاى خارجى
عالم نيست، بلكه يك ماهيت اعتبارى است كه عقلا بين دو چيز برقرار مىكنند. [٢] براى نمونه كتابى كه
در دست داريد، يك واقعيت خارجى موجود در عالم است و وجود شما نيز يك واقعيت است،
ولى رابطه بين كتاب و شما از مقوله ديگرى است و نسبت بين اين دو، مانند نسبت بين
بالا بودن سقف و پايين بودن كف اتاق است. گرچه سقف و كف هر دو از واقعيتهاى موجود در خارجند، ولى بالا بودن و
پايين بودن و ارتباط بين اين دو وضعيت، يعنى تجسم فضايى و تعادل موجود بين اين دو
واقعيت، از مقوله حقايق خارجى نيست.
بنابراين، اعتباريات آن چيزهايى است كه از واقعيتها و حقايق موجود در
عالم انتزاع مىشود و به خودى خود وجود خارجى ندارد. براى مثال، يك شىء را در
عالم خارج در نظر بگيريد، آنچه موجود است وجود شىء است، ولى وحدت و يكى بودن،
وجود خارجى نيست، بلكه انتزاعى است كه ذهن مىكند و در اين مثال على رغم وجود خارجى
داشتن شىء، تشخيص و انتزاع وحدت، امرى اعتبارى است.
حال فرض كنيد كتابى متعلق به شماست؛ همان طور كه گفته شد شما و كتاب
[١] شيرازى، صدر الدين محمد (ملا صدرا)؛ الاسفار الاربعة؛ ج ٤، ص ٢٢٣ و ميبدى، حسين بن معين الدين، شرحهدايه، ص ٢٧٤ و آيتى،محمد ابراهيم؛ مقولات و آراء مربوط به آن؛ ص ٨٠.
[٢] براى مطالعه بيشتر در مورد اعتباريات، رجوع كنيد به: طباطبايى (علامه)، محمد حسين؛ اصول فلسفه و روش رئاليسم؛ ج ١،ص ١٣٨ به بعد.