قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٩٧
پس مىتوان گفت كه آيه در مجموع بدين معناست: «هر چه مصداق سبيل است
از كليه افراد محسن منتفى است». اين معنا يك كبراى كلى ثابت است و از قواعد فقهى
محسوب مىشود.
واژۀ سبيل در فرهنگهاى عربى به معناى سب، شتم، حرج، راه و حجت
آمده است [١] و به نظر مىرسد
از ميان معانى گفته شده، معانى حجت و حرج با آيه شريفه متناسب است. به عبارت ديگر، معناى آيه چنين است: محسن را به هيچ نحو نمىتوان به سبب آنچه از
عمل نيكوى او ناشى شده است، مؤاخذه كرد؛ يعنى هرگاه عملى از كسى سر بزند كه موجب
زيان به ديگرى شود و فاعل آن عمل قصد نيكوكارى داشته باشد، مسئوليتى بر عهدۀ
فاعل نيست و او را نمىتوان مؤاخذه كرد.
بنابراين
در صورتى كه عمل وارد آورندۀ زيان با قصد احسان همراه باشد، ضمان و مسئوليت
از او برداشته شده، زيان ديده نمىتواند عليه او اقامه دعوى كند. براى نمونه هرگاه شخصى گوسفند فرد ديگرى را
سرگردان در بيابان مشاهده كند كه به علت گرسنگى در معرض تلف است و آن را براى علف
دادن ببرد و اقدامش به طور اتفاقى موجب تلف حيوان شود و يا اينكه به علتى ديگر
حيوان تلف شود- مثل آنكه سقف فرود آيد و حيوان در زير آوار بماند و تلف شود- به
موجب اين آيه، اقدامكننده ضامن نيست؛ زيرا قصد خدمت و احسان به صاحب گوسفند داشته
است؛ در حالى كه اگر همين فرد قصد احسان نداشت، از زمرۀ غاصبان و در نتيجه
ضامن گوسفند شناخته مىشد.
٢. سنت
در تأييد قاعدۀ احسان به روايات و احاديث متعددى استناد شده
است كه به برخى از آنها اشاره مىشود.
الف) از على (ع) منقول است كه فرمود: «الجزاء على الاحسان بالإساءة
كفران»؛ [٢] يعنى پاداش
احسان را به بدى دادن، ناديده گرفتن نعمت است. در اين مورد
[١] لسان العرب؛ ج ٦، ص ١٦٢ و حبيش تفليسى، ابو الفضل؛ وجوهالقرآن؛ ص ١٢٧- ١٣٩.
[٢] خوانسارى؛ جمال الدين محمد؛ شرح غرر الحكم و درر الكلم؛ص ٣٢٤.