قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٧٩
٤ قاعدۀ نفى عسر و حرج
مفهوم عسر و حرج
حرج در لغت به معنى ضيق، تنگى، تنگنا، گناه و حرام است. گفتهاند حرج
در اصل به معنى اجتماع و انبوهى شىء است، به گونهاى كه موجب حصول تصور ضيق و
تنگى ميان آن اشيا شود
[١] و نيز گفته شده است:
«الحرج المكان الضّيق، الكثير الشجر، الاثم». [٢]
برخى نيز حرج را به معنى تنگترين تنگنا و «اضيق الضّيق» دانستهاند. [٣]
در قرآن نيز واژه حرج به معناى ضيق، تنگى، سختى و گناه به كار رفته
است؛ چنان كه خداوند مىفرمايد: «... مٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ
لٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ ...» [٤]؛ خداوند نمىخواهد شما را در تنگنا و سختى
قرار دهد؛ لكن مىخواهد شما را مطهر كند. در جاى ديگرى از قرآن نيز آمده است: «فَمَنْ يُرِدِ اللّٰهُ أَنْ
يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلٰامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ
صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً ...» [٥] و يا: «...
مٰا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ...» [٦] كه حرج در
هر دو آيه، به معنى تنگنا و سختى است.
برخى مفسران واژه حرج را به تنگى و ضيق معنى كرده و در بعضى موارد،
كنايه از سختى و دشوارى دانسته و گفتهاند: «اى من ضيق بان يكلّفكم ما لا طاقة لكم
به و ما تعجزون عنه» [٧]. عدهاى از
جمله ابن جرير، حاكم و ابن مردويه به استناد روايتى از عايشه
[١] المفردات فى غريب القرآن؛ ذيل واژه حرج؛ و صفىپور، عبدالرحيم بن عبد الكريم؛ منتهى الارب فى لغة العرب؛ ج ١، ص ٢٣٤.
[٢] قاموس المحيط؛ ذيل واژه حرج.
[٣] طبرسى، فضل بن حسن؛ مجمع البيان؛ ج ٣،ص ٣٦٢.
[٤] مائده، ٦.
[٥] انعام، ١٢٥.
[٦] حج، ٧٨.
[٧] طريحى، فخر الدين؛ مجمع البحرين؛ ج ٢،ص ٢٨٨.