قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٤٥
ماست را بهتر بيان مىكند. [١]
براى تحقق مفهوم «تعذر اجراى عقد» [٢] وجود اين شرايط لازم است:
١. متعهد هنگام انعقاد عقدى كه مربوط به عين معين است، قدرت تسليم و به
عبارت ديگر توانايى وفا به مضمون عقد را داشته باشد؛ يا اينكه متعهد له خودش قدرت
قبض و به اصطلاح «تسلّم» را دارا باشد.
٢. حالت تعذر اجراى عقد يا تعهد ناشى از عقد، بعد از انعقاد عقد ايجاد
شود؛ خواه زمان اجراى تعهد موضوع عقد، رسيده و خواه نرسيده باشد.
٣. تعذر اجراى مفاد عقد، دائم باشد.
٤. تعذر اجراى مفاد عقد، به واسطۀ علت خارجى باشد و طرفين عقد در
ايجاد آن دخالت نداشته باشند.
در
اين باره ماده ٢٢٧ قانون مدنى
ايران مىگويد: «متخلف از
انجام تعهد وقتى محكوم به تأديه خسارت مىشود كه نتواند ثابت نمايد كه عدم انجام،
به واسطه علت خارجى بوده است كه نمىتوان مربوط به او نمود». ماده مذكور از ماده ١١٤٧ قانون مدنى فرانسه اقتباس شده است.
در حقوق فرانسه، علت خارجى، در وضع عقد، اجراى آن و نيز نتايج حاصل
از عدم ايفاى عقد- به شكل خلاصه- آثار زير را ايجاد مىكند:
الف) متعهد را از اجراى تعهد، معاف مىكند؛
ب) متعهد از اينكه خسارت حاصل از عدم اجراى تعهد را بدهد، معاف مىشود.
اين دو اثر بدون قيد و شرط نيست؛ يعنى علت خارجى بايد به گونهاى
باشد كه براى اجراى تعهد هيچ روزنۀ اميدى وجود نداشته باشد، و ديگر اينكه
مانع، هميشگى باشد، يا اگر مفاد تعهد و زمان اجراى آن به شكل وحدت مطلوب است. زمان
و موعد نيز مورد نظر باشد؛ اما اگر مانع اجراى تعهد فقط مدت كوتاهى ادامه يابد و
سپس رفع شود و امكان انجام دادن تعهد به صورت مطلوب وجود داشته باشد، نمىتوان به
استناد
[١] درباره دو بيان مذكور رجوع كنيد به: جعفرى لنگرودى، محمد جعفر؛ دايرةالمعارف حقوق مدنى و تجارت؛ ج ١، ص ٨٨١.
[٢] impossibilite d, execution.