قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٣٣
شود، به استناد اين قاعده، اجاره فاسد و باطل است؛ خواه تعذر وفا به
مضمون عقد، به علت تلف يكى از عوضين باشد، خواه به دليل تلف هر دو عوض معامله و يا
به هر علت ديگر.
در ساير عقود و معاملات، حتى عقود اذنى مثل وكالت نيز وضع به همين
نحو است. پس چنانچه شخصى به ديگرى در فروش يا خريد مالى و يا ساير تصرفات، وكالت
بدهد، و مال موضوع وكالت تلف شود، عقد وكالت به دليل تعذر وفا به مضمون آن باطل مىشود.
به همين ترتيب، اگر در عقد وديعه، ودعى از حفظ چيزى كه نزد وى به وديعه گذاشته شده
است عاجز شود، عقد باطل و ردّ مال به صاحبش واجب خواهد شد؛ [١] زيرا در همه اين موارد، وفا به مضمون معامله
متعذر است و اين تعذر، دائم و غير قابل دفع است، اعم از آنكه به هر دو طرف عقد
مربوط باشد و يا به يكى از آنها.
مفهوم وفا به مدلول عقد
مقصود از «وفا به مدلول عقد» عمل كردن به تعهدى است كه در اثر وقوع
عقد صحيح ميان طرفين، بر عهده هر يك قرار گرفته است. چنان كه در عقد بيع، پس از
انعقاد عقد، بايع و مشترى با تسليم مبيع و ثمن به يكديگر- به نحوى كه در عقد مندرج
است- به مفاد آن عمل مىكنند. بديهى است كه صرف تسليم موضوع عقد، هميشه با وفا به
مدلول عقد ملازمه ندارد و نمىتوان گفت كه با تسليم عين موضوع تعهد به طرف ديگر
عقد، به مفاد عقد نيز وفا شده است؛ زيرا ممكن است اجراى عقد به دلايل ديگرى متعذر
شود.
در اين صورت هر چند طرف قرارداد به تعهد خود مبنى بر تسليم عين موضوع
قرارداد عمل كرده است، عقد هنوز به طور كامل اجرا شده محسوب نمىشود. براى نمونه،
هنگامى كه موجر، عين مستأجره را در اختيار مستأجر قرار مىدهد، ولى امكان بهرهبردارى
از آن به علل ديگرى غير ممكن است، نمىتوان تعهد موضوع عقد اجاره را اجرا شده و
مورد را مصداق وفا به مضمون عقد دانست. آنچه گفتيم به اين معنى نيست
[١] موسوى بجنوردى، محمد حسن؛ القواعد الفقهيه؛ ج ٥،ص ٢٢٥- ٢٢٦.