ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٨ - دستور الهى به پيامبر
(وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ ...) كلمه غل كه مصدر يغل است، به معناى خيانت مىباشد، و ما در تفسير آيه:(ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ)[١]، گفتيم كه معناى اين سياق تنزيه ساحت رسول خدا ٦ از بديها، اعمال زشت و طهارت دامن آن جناب از هر آلودگى است و معنايش اين نيست كه پيغمبر نبايد چنين و چنان كند، بلكه معنايش اين است كه پيغمبر ساحتش مقدستر از اين است كه چنين و چنان كند، در آيه مورد بحث هم معنايش اين است كه حاشا بر رسول ٦ كه به پروردگار خود و يا به مردم خيانت كند، (چون خيانت به مردم هم خيانت به خدا است) با اينكه هر خيانتكارى با خيانتش پروردگارش را ديدار مىكند، و آن گاه آنچه كرده است بدون كم و كاست تحويل مىگيرد.
بعد از تنزيه ساحت رسول خدا ٦ مىفرمايد: نسبت خيانت به رسول خدا ٦ دادن قياسى است ظالمانه، و علاوه بر آن قياسى است مع الفارق، براى اينكه آن جناب پيرو رضاى خدا است، و از رضاى خداى تعالى تجاوز نمىكند، و خيانتكاران با خيانت خود خشم عظيمى از خدا را به دست مىآورند، و جايشان جهنم است كه بدترين جايگاه است، اين است منظور از جمله:(أَ فَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَ اللَّهِ كَمَنْ باءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ ...).
هر چند ممكن هم هست كه بگوئيم مراد از آن تعريض به مؤمنين است، و مىخواهد بفرمايد: اين حالاتى كه شما داريد متعرض خشم خدا شدن است، و خداى تعالى با اين مواعظ خود شما را به سوى رضوان خويش مىخواند، و معلوم است كه رضوان خدا و خشم و سخط او مساوى نيستند.
خداى سبحان بعد از تقسيم مردم به اين دو قسم مىفرمايد: هر يك از اين دو طايفه درجاتى مختلف دارند، آنها كه تابع رضوان خدايند، همه با هم مساوى نيستند، آنها هم كه تابع سخط خدايند همه در يك درجه نيستند، و خدا بصير به اعمال است، و مىداند هر كسى در چه درجهاى از پيروى سخط و يا رضاى او است، پس خيال نكنيد كه خير اندك و يا شر مختصر از قلم او مىافتد، و به خاطر اين خيال باطل در اين جور خير و شرها مسامحه كنيد.
(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ...) در اين آيه التفاتى ديگر به كار رفته و آن التفات از خطاب به مؤمنين به غيبت فرضى آنان است، (با اينكه قبلا از مؤمنين مىپرسيد: آيا كسى كه پيرو رضوان خدا است مثل كسى
[١] سوره آل عمران آيه: ٧٩ .