ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٣٤ - آيه فما استمتعتم در باره متعه است
مىشود، و مذهب ائمه اهل بيت : هم در مساله متعه همين است.
از همين جا روشن مىشود كه گفتار بعضى از مفسرين كه ذيلا نقل مىشود تا چه پايه از بطلان و فساد است، او در تفسير اين آيه گفته: مراد از كلمه (استمتاع) همان نكاح است، زيرا ايجاد علقه نكاح هم نوعى طلب تمتع است، كسى كه زنى را براى خود نكاح مىكند، مىخواهد از او تمتع ببرد. و چه بسا بعضى ديگر در تاييد اين گفتار گفته باشند كه دو حرف (سين- تاء) در استمتاع- براى تاكيد است- و معناى استمتاع همان تمتع است.
وجه بطلان اين سخن اين است كه متداول بودن نكاح متعه- به اين اسم-، و معروفيت آن در بين مردم آن روز به هيچ وجه مجالى باقى نمىگذارد براى اين كه شنونده آيه، از كلمه استمتاع معناى لغوى آن به ذهنش بيايد.
علاوه بر اينكه به فرضى كه نظريه اين مفسرين درست باشد، و معناى طلب بر مورد نكاح دائمى منطبق گردد، و يا بر عكس كلمه (استمتعتم) معناى طلب نداشته اصولا معنايى كه اين مفسرين براى كلمه مذكور كردهاند، با جزائى كه در آيه براى شرط آورده شده يعنى جمله(فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ) سازگار نيست، زيرا در نكاح دائم (اجرتى در كار نيست، و آنچه داده مىشود مهريه و صداق است) و از اين مهمتر آنكه در جمله مورد بحث، استمتاع شرط دادن اجرت قرار گرفته فرموده: اگر از زنى استمتاع برديد واجب است اجرت وى را بدهيد، در حالى كه در عقد دائمى استمتاع شرط نيست، وقتى مردى زنى دائمى را براى خود عقد مىكند به محض تمام شدن عقد مهريه او به ذمهاش مىآيد، چنانچه دخولى صورت بگيرد، بايد همه مهر را بدهد، و اگر صورت نگيرد نصف مهر را بايد بپردازد.
پس در عقد دائمى دادن مهر واجب است، و مشروط بر اين نيست كه تمتعى واقع شده باشد، و يا مرد در طلب تمتع باشد، هر چند كه ما صرف مراسم خواستگارى و اجراى عقد و ملاعبه و مباشره را تمتع بدانيم، بلكه همانطور كه گفتيم نصف مهريه با خواندن عقد واجب مىشود، و نصف ديگرش با دخول.
از اين هم كه بگذريم آياتى كه قبل از اين آيه نازل شده مساله وجوب دادن مهر در همه فرضهايش را به طور مستوفى و كامل بيان كرده بود، ديگر حاجتى نبود كه در آيهاى ديگر آن را تكرار كند، در آيات قبل فرموده بود:(وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً ...)[١] و نيز فرموده بود:(وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً)[٢] تا آخر دو آيه، و
[١] سوره نساء آيه ٤.
[٢] سوره نساء آيه ٢٠.