ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٣ - رواياتى در باره شان نزول آيه كريمه و لا تحسبن الذين قتلوا
روايت ابن جرير از مجاهد آمده كه گفت: از ميوه بهشت مىخورند، و بوى آن را استشمام مىكنند، ولى در بهشت نيستند و نيز نكتهاى كه در روايت ابن جرير از سدى آمده كه ارواح شهدا در جوف مرغى سبز رنگ در قنديلهايى از طلا و آويزان به عرش قرار دارد، پس آن طير (يا آن ارواح) يك بار صبح و يك بار شام در بهشت مىچرند و مىخرامند و در آن قنديلها بيتوته و استراحت مىكنند.
در سابق هم كه بحثى پيرامون مساله برزخ داشتيم توجه فرموديد كه گفتيم مضمون اين دو روايت با بهشت دنيا كه همان برزخ باشد مىسازد، نه بهشتى كه در آخرت است. و در الدر المنثور در ذيل آيه:(الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ ...) آمده كه ابن اسحاق و ابن جرير و بيهقى (در كتاب دلائلش) از عبد اللَّه بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم روايت كردهاند كه گفت: بعد از جنگ احد وقتى خبر رسيد كه ابو سفيان و يارانش تصميم دارند دو باره برگردند و گفتهاند ما بيهوده جنگ را خاتمه داديم، بايد ادامه مىداديم تا همه مسلمانان را از بين مىبرديم، اينك دو باره بر سر بقيه آنان مىتازيم، و رسول خدا ٦ با اصحابش تا حمراء الاسد به استقبال لشكر دشمن آمد و همين امر موجب انصراف ابو سفيان و يارانش از پيمودن ادامه راه گرديد، و در اين بين كاروانى از قبيله عبد قيس مىگذشت، ابو سفيان به ايشان گفت: در سر راه خود به محمد بر مىخوريد، به او برسانيد كه ما تصميم گرفتهايم دو باره بر سر اصحابش بتازيم و همه را از بين ببريم كاروان نامبرده وقتى به حمراء الاسد رسيدند پيام ابو سفيان را به آن جناب رساندند رسول خدا ٦ و مؤمنين كه همراهش بودند گفتند:(حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ)، خداى تعالى هم بدين مناسبت آيه(الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ ...) را نازل كرد[١].
مؤلف قدس سره: قمى اين روايت را بطور مفصل نقل كرده و در آن آمده: رسول خدا ٦ از اصحابش حتى كسانى را هم كه در جنگ احد جراحت برداشته بودند با خود به حمراء الاسد برد و در بعضى از روايات آمده: آن جناب كسانى را كه در احد همراهش بودند با خود برد. و برگشت هر دو به يك معنا است[٢].
و در همان كتاب است كه موسى بن عقبه در كتاب مغازى خود و بيهقى در كتاب دلائلش از ابن شهاب روايت آوردهاند كه گفت: رسول خدا ٦ مسلمين را
[١] الدر المنثور ج ٢ ص ١٠١.
[٢] تفسير قمى ج ١ ص ١٢٤- ١٢٦.