ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٨٠ - شرك مرگ، و معصيت ظلمت است و مغفرت ازاله مرگ و ظلمت مىباشد
نافرمانى از نهى ارشادى خدا باشد نه از نهى مولويش، (چون اگر منظور مخالفت از نهى مولوى باشد- كه البته نيست- آيه شريفه شاهد گفتار ما يعنى شمول دو كلمه عفو و مغفرت نسبت به آثار تكوينى و غير شرعى نخواهد بود).
و آيات بسيارى از قرآن كريم دلالت دارد بر اينكه قرب و نزديكى به خداى تعالى و متنعم شدن به نعمت بهشت، موقوف بر اين است كه قبلا مغفرت الهيه شامل حال آدمى بشود و آلودگى شرك و گناهان به وسيله توبه و نظير آن پاك شده باشد، چرك و آلودگى اى كه آيه شريفه:(بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ)[١] و پاك شدنى كه آيه:(وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ)[٢] بدان اشاره دارند.
و كوتاه سخن اينكه عفو و مغفرت از قبيل بر طرف كردن مانع و ازاله منافيات است، چون خداى تعالى ايمان و خانه آخرت را حيات، و آثار ايمان و افعال دارنده آن را و سيره اهل آخرت در زندگى دنيا را نور خوانده و فرموده است،(أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها)[٣]؟ و اصلا زندگى واقعى را دار آخرت دانسته، و فرموده:
(وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ)[٤]
[شرك مرگ، و معصيت ظلمت است و مغفرت ازاله مرگ و ظلمت مىباشد]
پس شرك مرگ و معصيت ظلمت است، هم چنان كه باز در جاى ديگر فرموده:(أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ)[٥]، پس مغفرت در حقيقت از بين بردن مرگ و ظلمت است، و معلوم است كه مرگ بوسيله
[١] بلكه اثر سوء گناه در دلهايشان بجاى مانده. سوره مطففين آيه: ١٤
[٢] و هر كس به خدا ايمان آورد خدا قلبش را هدايت مىكند. سوره تغابن آيه: ١١ .
[٣] آيا كسى كه مرده بود، و ما او را زنده كرديم، و برايش نورى قرار داديم. تا با آن در مردم آمد و شد كند، صفتش مثل صفت كسى است كه در ظلمتهايى چند قرار دارد، كه خارج شدن از آن برايش نيست. سوره انعام آيه: ١٢٢ .
[٤] سوره عنكبوت، آيه: ٦٤ .
[٥] و يا نظير ظلمتها در دريايى عميق است، كه موجهايى رويهم بر بالاى آن ظلمتها و ابرهايى تيره و روى هم بر بالاى آن موجها باشد، كه معلوم است در چنين وضعى ظلمتها روى همند، و بطورى تاريك است كه اگر كسى دست خود را از گريبان در آورد آن را به هيچ وجه نمىبيند، و كسى هم كه خداى تعالى در زندگيش برايش نورى قرار نداده او هيچ نورى ديگر ندارد. سوره نور آيه: ٤٠ .