ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦١٠ - رواياتى كه در ذيل آيه إن الله لا يغفر أن يشرك به نقل شده و مشعر بر جهل اصحاب پيغمبر
از امتم، در نتيجه بسيارى از پندارها كه در دل داشتيم رها كرديم، و دنبالش را نگرفتيم و به اميد آمرزش خداى تعالى زبان به طلب مغفرت براى گنهكاران گشوديم)[١].
پس ظاهر روايت اين شد كه آنچه اصحاب از آيه مغفرت فهميده بودند، مثل آن را از داستان شفاعت نيز فهميده بودند،- چون در اين روايت، هم آيه ذكر شده، و هم كلام رسول خدا ٦،- چيزى كه هست سؤال ديگرى عليه او باقى مىماند، و آن اين است كه چطور شد اصحاب از روايت نامبرده در باره شفاعت، امكان مغفرت كباير را فهميدند، ولى اين امكان را از آن همه آيات شفاعت كه سالها قبل از حديث در مكه نازل شد، و با اين كه دلالت آن آيات روشن بود نفهميدند؟ من نمىدانم!!.
و در الدر المنثور در ذيل آيه:( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ) ...(سَبِيلًا ) آمده:
كه بيهقى در كتاب دلايل و ابن عساكر در تاريخ خود از جابر بن عبد اللَّه روايت كردهاند كه گفت: وقتى كار رسول خدا ٦ رسيد بدان جا كه رسيد، كعب بن اشرف از مدينه بيرون شد، و به اصطلاح خود را كنار كشيده به مكه آمد، و در آنجا مسكن گزيد، و به مردم مىگفت: من نه حاضرم عليه محمد ٦ كسى را كمك كنم، و نه خود با او بجنگم، از او پرسيدند: اى كعب آيا دين ما بهتر است و يا دين محمد و اصحاب او؟ گفت:
دين شما بهتر و قديمىتر است، ولى دين محمد نوظهور است، در اين باره بود كه آيه شريفه:
(أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ ...)، نازل شد[٢].
مؤلف قدس سره: در شان نزول اين آيه روايات زياد و به وجوه مختلفى وارد شده، سالمتر از همه رواياتى بود كه ما نقل كرديم چيزى كه هست همه اين روايات در يك جهت شريكند، و آن اصل اين قصه است، كه بعضى از يهوديان در قضاوت و داورى بين اين كه شرك قريش بهتر است يا دين رسول خدا ٦ گفته بوده كه شرك مشركين بهتر است.
و در تفسير برهان در ذيل آيه:(أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ...) از امالى شيخ نقل كرده كه وى به سند خود از جابر از امام ابى جعفر (ع) روايت كرده كه فرموده: منظور از ناس ماييم[٣].
و در كافى به سند خود از بريد از امام باقر (ع) روايت كرده كه در ضمن
[١] الدر المنثور ج ٢ ص ١٦٩.
[٢] الدر المنثور ج ٢ ص ١٧٢.
[٣] تفسير برهان ج ١ ص ٣٧٧ حديث ١٩.