ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦١ - تعريض به كسانى كه مىگفتند اگر كشتگان احد به جنگ نمىرفتند نمىمردند
[تعريض به كسانى كه مىگفتند: اگر كشتگان احد به جنگ نمىرفتند نمىمردند]
(وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا ...) اين آيه تعريضى است به كسانى كه در باره كشته شدگان در راه خدا مىگفتند اگر به جنگ نرفته بودند نمىمردند، و در آيه ١٥٦ همين سوره گفتارشان را حكايت مىكند، كه گفتند:(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَ قالُوا ...)، و هم چنين تعريض به كسانى است كه گفته بودند اگر اختيار رهبرى جنگ به دست ما بود اين افراد كشته نمىشدند، و قرآن كريم اين گفتارشان را در آيه ١٥٤ همين سوره حكايت كرده است كه گفتند:(لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا ...)، و صاحب اين سخنان مؤمنين بودند، نه منافقين، كه بكلى از يارى رسول خدا ٦ خود دارى نموده و براى قتال از خانههايشان بيرون نيامدند.
و مفهوم اين سخنان از مؤمنين با كمال ايمان نمىسازد چرا كه لازمه چنين سخنى اين است كه: مرگ و مير و سنت محكمى كه از قضاى ثابت و استوار سرچشمه گرفته است به اذن خدا نباشد . و اين خود نيز لازمه فاسد ديگرى دارد و آن اين است كه ملك الهى و تدبير ربانى باطل باشد، و حال آنكه چنين نيست، پس اصل كلام باطل است، و ما ان شاء اللَّه در اول سوره انعام بحثى پيرامون نوشته بودن اجلها و معناى آن خواهيم داشت.
و چون لازمه اين سخن از كسى كه آن را گفته اين است كه ايمانش به اسلام ناشى از اين پندار بوده كه هر چه هست به دست رسول خدا و مؤمنين است، و خلاصه ايمان آورده تا صاحب اختيار دنيا باشد كه بيانش گذشت، و نيز از آنجايى كه اجتناب كنندگان از اين پندار تنها كسانى هستند كه ثواب آخرت را مىجويند و كار به دنيا و اختيار دارى دنيا ندارند، لذا دنبال جمله مورد بحث فرمود:(وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها)، در اين جمله هم در باره كسانى كه منظورشان از اسلام دنيا است فرموده از آن به ايشان مىدهيم، و هم آنها كه منظورشان آخرت است فرموده از آن به ايشان مىدهيم، و نه در باره طايفه اول فرمود: (نؤتها- آن را به وى مىدهيم)، و نه در باره طايفه دوم، براى اينكه هميشه اراده و خواستن انسان با موافقت همه اسباب روبرو نمىشود، تا همه خواستهاش تامين گردد، ولى چنان هم نيست كه با موافقت بعضى از اسباب مواجه نگردد پس اگر با موافقت همه اسباب مواجه شد همه خواستهاش بر آورده مىشود، و اگر با موافقت بعضى از آنها رو برو گرديد تنها بعضى از خواستهاش بر آورده مىشود، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده:(مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فِيها ما نَشاءُ لِمَنْ نُرِيدُ، ثُمَّ جَعَلْنا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاها مَذْمُوماً مَدْحُوراً، وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُوراً)[١].
[١] كسى كه دنياى نقد و زودرس را بخواهد ما هم در همين دنيا به هر كس كه بخواهيم و بهر مقدار كه بخواهيم زودتر مىدهيم، ولى دنبالش جهنمى برايش مقرر مىكنيم كه با سرافكندگى و مطرودى در آن بسوزد، و كسى كه آخرت را بخواهد و همه تلاشش را براى آن قرار دهد و ايمان هم داشته باشد اين چنين مردمند كه تلاششان تلافى مىشود. اسراء: ١٩ .