ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٩٥ - خودستايى ناشى از عجب است كه از اصول رذائل مىباشد و ستايش و تزكيه مختص به خدا است
ستم نمىشود، بعضى ديگر گفتهاند: به معناى نخ نازكى است كه در درون هسته خرما است، و در بعضى از روايات وارده از ائمه اهل بيت : آمده كه فتيل به معناى آن نقطهاى است كه بر روى هسته خرما است، و كلمه: (نقير) نيز به همان معنا و كلمه (قطمير) به معناى پوسته و پردهاى است كه روى هسته كشيده شده است.
بعضى گفتهاند: كلمه (فتيل) به معناى فتيلهاى است كه افراد با ماليدن دو انگشت خود از چرك انگشتان يا چرك بدن درست مىكنند، و به هر حال اين كلمه كنايه است از حقارت و بى مقدارى چيزى كه كسى به امر آن اعتنا نمىكند، ولى خداى تعالى همان را نيز مورد اعتنا قرار مىدهد.
و با اين آيه شريفه دو مطلب روشن مىشود: يكى اينكه هيچ صاحب فضيلتى حق ندارد از اين كه داراى آن فضيلت است دچار عجب گشته از خودش خوشش آيد، و خود را به داشتن آن فضيلت بستايد، زيرا ستايش مخصوص خداى تعالى است، و ما اين مطلب را از جمله:(بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي ...) مىفهميم، كه از ظاهرش بر مىآيد، تنها خداى تعالى است كه هر كس را شايسته تزكيه بداند، ديگران هم نبايد او را به خاطر آن فضيلت بستايند، مگر فضيلت او را مستند به خداى تعالى نموده، و همان مقدار فضيلتى را كه خدا به او داده بستايند، نه بيشتر، از اين جا نتيجه مىگيريم كه اولا فضايل تنها و تنها آن كمالاتى هستند كه خداى تعالى آنها را ستوده، و اما چيزهاى ديگرى كه دين خدا آنها را نمىشناسد، و فضيلت نمىنامد، نيستند، و ثانيا لازمه اين حرف آن نيست كه مردم دوغ و دوشاب را يكى، خوب و بد را يكسان دانسته، فضيلتى براى صاحب فضيلت قائل نشوند، و قدر و منزلت آن فضيلت را تعظيم نكنند، زيرا قدرشناسى و فضيلت دوستى، خود از شعائر خداى تعالى است چطور ممكن است چنين نتيجه غلطى گرفت، با اين كه خود خداى تعالى فرمود:(وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ)، تعظيم شعائر الهى، خود از آثار سلامت قلب و تقواى نفس است، بنا بر اين يك فرد جاهل وظيفه شرعى دارد كه در برابر عالم خضوع كند، و قدر و منزلتى براى او بشناسد، و اين خود پيروى كردن از حق است، چون قرآن تفاوت گذاشتن بين عالم و جاهل را حق دانسته، و فرموده:(هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ)؟[١] البته اين نيز معلوم است كه لزوم احترام كردن مردم از عالم غير اين است كه خود عالم براى مردم قيافه بگيرد، و از اين كه چند كلمه از مردم بيشتر مىداند به خود ببالد، خود را بستايد، و توقع احترام از مردم داشته باشد، و اين تفاوت
[١] آيا آنان كه مىدانند، با آنهايى كه نمىدانند برابرند؟ سوره زمر آيه ٩.