ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٨ - توضيحى در مورد روايت نبوى
را توصيف مىكرد فرمود: آن روز بر دهنها مهر مىزنند، ديگر كسى سخن نمىگويد، بلكه دستها به سخن در مىآيند، پاها خود شهادت مىدهند، پوستهاى بدن سخن مىگويند، كه در دنيا چه كردند، در نتيجه(لا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثاً)[١] هيچ كس نمىتواند جريانى را از خداى تعالى پنهان بدارد.
و اين توجه را داشته باش، كه اخبار از طرق اهل سنت بسيار وارد شده، كه مىگويند آيات در باره يهود نازل شده، و گو اين كه اين آيات منتهى مىشود به آياتى كه متعرض حال اهل كتاب، و مخصوصا يهود مىشود، و در آن در باره بخل يهوديان، و حرصشان در جمع مال، و ذخيره كردن آن، و نيز در باره وسوسهگرى در مؤمنين، و تشويق آنان به بخل، و خوددارى از انفاق در راه خدا، و تفتين و خوار داشتن ايشان، و خنثى نمودن زحمات رسول خدا ٦، سخن مىگويد، و همين مؤيد روايات نامبرده است، جز اينكه، همين روايات به تطبيق شبيهتر است، تا به شان نزول، و هم چنان كه در غالب رواياتى كه در باره شان نزول وارد شده، وضع همين طور است، يعنى شخصى كه سخنش در روايت نقل شده به نظرش رسيده كه حادثه معينى از مصاديق فلان آيه است، و يا فلان آيه با وضع قوم خاصى خيلى انطباق دارد، و چون چنين بود متعرض آن روايات نشديم، و با همه كثرتش از نقل آنها صرفنظر كرديم.
اين را هم بدان كه اخبار وارده از رسول خدا ٦ و اهل بيت او : در باره احسان به والدين و خويشاوندان و يتيمان و ساير طبقاتى كه نامشان در آيه شريفه آمده آن قدر زياد است كه از حوصله شمارش بيرون است، علاوه بر اينكه نزد خوانندگان معروف و مشهور است، و همين باعث شد از ايراد آن در اين جا صرف نظر نماييم، چون هر يك از آن روايات در قرآن كريم موقع خاصى دارد، و بهتر آن ديديم كه هر يك از آن روايات را در موقع مناسبش نقل كنيم.
[١] تفسير عياشى ج ١ ص ٢٤٢ حديث ١٣٣.