ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٦ - بحث روايتى
را تعليل كند، و آن مطلب اين است كه روز قيامت همه چيز آنان براى خداى تعالى بروز مىكند، چيزى از آنان براى خدا پوشيده نمىماند، زيرا تمام اعمالى كه كردهاند نزد خدا ظاهر مىشود، و قهرا با حضور اعمالشان، احوالشان نيز معلوم مىشود، و علاوه بر اين اعضاى بدنشان و همچنين انبيا و ملائكه و ديگران همه عليه آنان شهادت مىدهند، و خود خدا نيز در ما وراى همه آن گواهان محيط بر آنان خواهد بود، در اين هنگام است كه آرزو مىكنند اى كاش وجود نمىداشتند، و با مشاهده اين همه شهادت و اين همه رسوايى ديگر جايى براى حاشا كردن نمىبينند، خودشان نيز به همه كارهاى زشت خود اقرار مىكنند.
و اما اينكه در جاى ديگر فرموده:(يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ)، (روزى كه خدا همه آنان را مبعوث كند، براى خدا سوگند مىخورند، همانطور كه براى شما سوگند مىخورند)[١]، و در مقام حاشا كردن بر مىآيند، به زودى انشاء اللَّه خواهيم گفت كه اين حاشا كردن منافاتى با مطلب اين جا ندارد، زيرا گفتيم در آن روز همه باطن آنها ظهور مىكند يكى از امور باطنى آنان ملكه دروغگويى آنان است، آن روز اين ملكه نيز بروز مىكند، و با اين كه همه حقايق را از پرده برون افتاده مىبينند، باز دروغ مىگويند، و اين دروغگويى ظهور همان ملكه است، نه اين كه بخواهند حقايق را پنهان بدارند، چون گفتيم آن روز، روز بروز حقايق است، روزى است كه چيزى بر خدا پوشيده نيست، پس اين دروغشان در زمانى است كه همه باطنشان ظاهر شده، و ديگر كتمان معنا ندارد.
بحث روايتى
در تفسير عياشى در ذيل آيه(وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...)، از سلام جعفى از امام ابى جعفر (ع)، و از ابان بن تغلب از امام صادق (ع) روايت آورده كه فرمودند: اين آيه شريفه در باره رسول خدا ٦ و على (ع) نازل شده (مىفرمايد امت اسلام بايد به دو پدر خود رسول خدا ٦ و على (ع) احسان كنند)[٢].
آن گاه گفته: نظير اين مطلب در حديث ابن جبلة آمده، و آن گاه مىگويد: از رسول خدا ٦ روايت شده: كه والدين مسلمانان، من و على هستيم.
[١] سوره مجادله آيه ١٨.
[٢] و نيز مناقب ج ٣ ص ١٠٥ سطر ٥- ٩.