ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٤ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به مسألت فضل الهى، روابط زن و شوهر )
مثل همين نظريهاى است كه من عرض مىكنم.
خداى تعالى تو را به حق مبعوث كرد به سوى مردان و زنان (عالم) و ما به تو ايمان آورديم، و به معبود تو كه تو را فرستاده نيز ايمان آورديم، و ما طايفه زنان محصور در چهار ديوارى خانهها، و تحت سيطره مردان هستيم، و در عين حال پايه و اساس خانه و زندگى شما مردانيم اين مائيم كه شهوات شما را بر مىآوريم، و به فرزندان شما حامله مىشويم، و اما شما مردان در دين اسلام برترىهايى بر ما يافتهايد، شما به نمازهاى جمعه، و جماعت و به عيادت بيماران، و به تشييع جنازه مىرويد، همهساله مىتوانيد پشت سر هم به حج برويد، و از همه اينها ارزندهتر اين كه شما مردان مىتوانيد در راه خدا جهاد كنيد، و چون شما به سوى حج و يا عمره و يا به سوى جهاد مىرويد اموال شما را حفظ مىكنيم، و براى شما پارچه مىبافيم، تا لباس برايتان بدوزيم، و اموال شما را تر و خشك مىكنيم، (در نسخهاى ديگر آمده اولادتان را تربيت مىكنيم) پس آيا در اجر و ثواب با شما شريك نيستيم؟ حضرت با همه رخسارش روى به اصحاب خود كرد و سپس فرمود: آيا سخن هيچ زنى بهتر از سؤال اين زن در باره امر دينيش شنيدهايد؟ عرضه داشتند: يا رسول اللَّه، هيچ احتمال نمىداديم زنى به چنين مطالبى راه پيدا كند، آن گاه رسول خدا ٦ متوجه آن زن شد، و سپس به وى فرمود: اى زن برگرد، و به همه زنانى كه اين سؤال را دارند، اعلام كن كه همين كه شما به خوبى شوهردارى كنيد، خشنودى او را به دست آوريد، و تابع موافقت او باشد، اجر همه اينها معادل است با اجر همه آنهايى كه براى مردان شمردى، زن برگشت در حالى كه از شدت خوشحالى مكرر مىگفت: لا اله الا اللَّه، اللَّه اكبر .
مؤلف قدس سره: روايات در اين معنا در جوامع حديث از طرق شيعه و اهل سنت بسيار وارد شده، و از ميان همه آن روايات زيباتر روايتى است كه مرحوم كلينى در كافى از ابى ابراهيم موسى بن جعفر (ع) نقل كرده كه فرمود: (جهاد زن اين است كه نيكو شوهردارى كند)[١]، و از جامعترين كلمات در اين باره سخنى است كه در نهج البلاغه آمده، سخنى كه علاوه بر جامعيت مشتمل است برأس اساس تشريع احكام راجع به زنان[٢]، و اين سخن را كافى نيز به سند خود از عبد اللَّه بن كثير از امام صادق (ع) از على بن ابى طالب (ع) نقل كرده[٣]، و نيز به سند خود از اصبغ بن نباته از آن جناب آورده،
[١] فروع كافى ج ٥ ص ٥٠٧ حديث ٤.
[٢] نهج البلاغه صبحى صالح ص ٤٠٥ رساله ٣١.
[٣] فروع كافى ج ٥ ص ٥١٠ حديث ٣.