ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢ - فرق بين امتحان الهى و امتحانهاى معمول نزد انسانها
او را به سوى آن هدف مىخواند روشن مىسازد، پس اين شرايع و حوادث امتحانى است الهى.
[فرق بين امتحان الهى و امتحانهاى معمول نزد انسانها]
تنها فرقى كه بين امتحان الهى و امتحانهاى معمول نزد ما انسانها هست اين است كه غالبا ما نسبت به باطن حال اشيا جاهليم، و مىخواهيم با امتحان آن حالت از آن موجود را كه براى ما مجهول است روشن و ظاهر سازيم، ولى از آنجا كه جهل در خداوند سبحان متصور نيست، چون مفاتيح غيب نزد او است، لذا امتحان او از بندگان براى كشف مجهول نيست، بلكه تربيت عامه الهيه است، نسبت به انسانها كه او را به سوى حسن عاقبت و سعادت هميشگى دعوت مىكند، از اين نظر امتحان است كه با چنين تربيتى حال هر انسانى را براى خودش معين مىكند، تا بداند از اهل كدام خانه است، اهل دار ثواب است و يا دار عقاب؟.
و به همين جهت خداى سبحان اين تصرف الهى از ناحيه خود را و همچنين توجيه حوادث را بلا، ابتلا، فتنه و امتحان خوانده، و به صورت كلى و عمومى فرموده:(إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا)[١].
و نيز فرموده(إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ، فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً)[٢].
و نيز فرموده:(وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً)[٣]، و گويا منظورش اجمال همان تفصيلى است كه در آيه زير آورده، مىفرمايد:(فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ، وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ، فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ)[٤].
و نيز مىفرمايد:(أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ)[٥].
و نيز مىفرمايد:(وَ لكِنْ لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ)[٦].
(كَذلِكَ نَبْلُوهُمْ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ)[٧].
[١] ما آنچه در روى زمين است، براى زمين زينتى فريبنده قرار داديم، تا مردم را بيازمائيم كه كداميك از حيث عمل بهترند. سوره كهف آيه: ٧ .
[٢] ما انسان را از نطفهاى آميخته بيافريديم تا امتحان كنيم، و به همين منظور او را شنوا و بينا كرديم. دهر: ٢ .
[٣] ما شما را به عنوان آزمون به خير و شر مبتلا مىكنيم. انبياء: ٣٥ .
[٤] و اما انسان وقتى پروردگارش به عنوان آزمايش آبرو و نعمتش دهد، مىگويد پروردگارم احترامم كرده، و اما وقتى كه باز به عنوان آزمايش رزقش را تنگ مىگيرد، مىگويد پروردگارم خوارم شمرده. فجر: ١٦
[٥] اموال و اولاد شما چيزى به جز مايه امتحان شما نيست. تغابن: ١٥
[٦] ليكن منظور اين بوده كه شما را به دست يكديگر بيازمايد. محمد: ٤ .
[٧] آنان را اينگونه با همان نافرمانيهايشان مىآزمائيم. اعراف: ١٦٣ .