ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥١٧ - نقد و بررسى وجوهى كه در تعريف گناه كبيره و صغيره گفته شده است
عارضى هستند، و به خاطر عروضشان بر يك معصيت كوچك آن را كبيره و هلاكآور مىسازد.
٥- بعضى ديگر گفتهاند: گناه كبيره آن گناهى است كه آيات يك سوره از اولش تا تمامى سى آيه در باره آن سخن گفته باشد.
مثل اينكه منظور اين شخص اين است كه آيه شريفه مورد بحث به گناهانى اشاره دارد، كه در آيات سابق خاطر نشان شده مانند قطع رحم و خوردن مال يتيم، و زنا، و امثال آن.
اشكال اين وجه اين است كه با اطلاق آيه مورد بحث منافات دارد.
٦- بعضى ديگر گفتهاند هر عملى كه خداى تعالى از آن نهى كرده ارتكابش گناه كبيره است.
اين قول را به ابن عباس نسبت دادهاند، و شايد منظورش اين بوده كه مخالفت خداى تعالى امرى عظيم است، اين وجه نيز صحيح نيست، زيرا توجه فرموديد كه گفتيم گناهان از نظر مقايسه بين يكديگر به دو قسم كبيره و صغيره منقسم مىشود، نه نظر به اين كه مخالفت خداى تعالى است، سخن ابن عباس اساسش قياس عمل انسان و مخالفت او كه يكى از مخلوقات خداى تعالى است به خداى تعالى مىباشد، كه رب همه مخلوقات است، البته ممكن است بعضىها اين قول را بپسندند به توهم اينكه اضافه در جمله: (كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ ...) اضافه بيانى است، در حالى كه اين توهم فاسد است، زيرا اگر اضافه بيانى باشد برگشت معنا به اين مىشود كه بگوييم: (اگر از همه معاصى اجتناب كنيد ما سيئات شما را تكفير مىكنيم)، و اين غلط است، براى اينكه بعد از اجتناب از همه معاصى ديگر سيئهاى باقى نمىماند، و اگر منظور از بيانى بودن اضافه اين باشد كه گناهانى كه مؤمنين قبل از نزول آيه داشتهاند تكفير مىشود، آن وقت آيه شريفه مختص مىشود به كسانى كه هنگام نزول آيه حاضر بودهاند، و آيه شريفه شامل حال گذشتگان و آيندگان نشود، و اين خلاف عموميتى است كه از ظاهر آيه استفاده مىشود، و اگر هم چنان عموميت آيه محفوظ بماند برگشت معنا به اين مىشود كه شما مؤمنين اگر تصميم بگيريد از همه معاصى اجتناب كنيد، و علاوه بر تصميم اجتناب هم بكنيد، ما سيئات سابق شما را تكفير مىكنيم.
و اين معنايى است كه مصداقش بسيار نادر است، و يا اصلا مصداقى ندارد، و كلام خدا را نمىتوان به چنين معنايى حمل كرد.
آرى نوع انسان خالى از سيئه نيست، مگر افراد انگشتشمارى كه از ناحيه خداى تعالى داراى عصمت باشند (دقت بفرماييد).