ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٩١ - بحث علمى(در باره انتقال نسب و قرابت از طريق زنان، در اسلام)
خون به هر جا كه او برود مىبرد، مبدأ آداب و رسوم و سنن قومى هم همين است، اين رابطه است كه وقتى با ساير عوامل و اسباب مؤثر مخلوط مىشود، آن آداب و رسوم را پديد مىآورد.
و مجتمعات بشرى چه مترقيش و چه عقب ماندهاش يك نوع اعتنا به اين رابطه دارند، كه اين اعتنا در بررسى سنن و قوانين اجتماعى فى الجمله مشهود است، نظير قوانين نكاح وارث و امثال آن، و اين جوامع در عين اينكه اين اعتنا را دارند، با اين همه همواره در اين رابطه يعنى رابطه خويشاوندى دخل و تصرف نموده، زمانى آن را توسعه مىدهند، و زمانى ديگر تنگ مىكنند، تا ببينى مصلحتش كه خاص مجتمع او است چه اقتضا كند، هم چنان كه در مباحث گذشته از نظر شما گذشت، و گفتيم غالب امتهاى سابق از يك سو اصلا براى زن قرابت رسمى قائل نبودند، و از سوى ديگر براى پسر خوانده قرابت قائل مىشدند، و فرزندى را كه از ديگرى متولد شده به خود ملحق مىكردند، هم چنان كه در اسلام نيز اين دخل و تصرفها را مىبينيم، قرابت بين مسلمان و كافر محارب را از بين برده، شخص را كه كافر است فرزند پدرش نمىداند كه ارث پدر را به او نمىدهد، و نيز پسر فرزندى را منحصر در بستر زناشويى كرده، فرزندى را كه از نطفه مردى از راه زنا متولد شده فرزند آن مرد نمىداند، و از اين قبيل تصرفات ديگر.
و از آنجايى كه اسلام بر خلاف جوامعى كه بدان اشاره شد براى زنان قرابت قائل است، و بدان جهت كه آنان را شركت تمام در اموال و حريت كامل در اراده و عمل داده كه توضيح آن را در مباحث گذشته شنيدى، در نتيجه پسر و دختر خانواده در يك درجه از قرابت و رحم رسمى قرار گرفتند، و نيز پدر و مادر و برادر و خواهر و جد و جده و عمو و عمه و دايى و خاله به يك جور و به يك درجه خويشاوند شدند، و خود به خود رشته خويشاوندى و عمود نسب از ناحيه دختران و پسران نيز به درجهاى مساوى، پائين آمد يعنى همانطور كه پسر پسر، پسر انسان بود پسر دختر نيز پسر انسان شد و همچنين هر چه پائينتر رود، يعنى نوه پسر انسان، با نوه دختر انسان به يك درجه با انسان مرتبط شدند، و همچنين در دختران يعنى دختر پسر و دختر دختر آدمى به طور مساوى دو دختر آدمى شدند، و احكام نكاح و ارث نيز به همين منوال جارى شد، (يعنى همانطور كه فرزندان طبقه اول آدمى دختر و پسرش ارث مىبرند، فرزندان طبقه دومش نيز ارث مىبرند، و همانطور كه ازدواج با دختر حرام شد، ازدواج با دختر دختر نيز حرام شد).
و ما در سابق گفتيم كه آيه تحريم كه مىفرمايد:(حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ) بر اين معنا دلالت دارد، و ليكن متاسفانه دانشمندان اسلامى گذشته ما، در اين مساله و نظاير